تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمهء مترجم 4

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٤
مذاهب را بر خلاف عقل يافته‌اند و الا اگر مذهبى مبتنى بر عقل و مطابق با تحقيقات عقلى باشد اين مخالفين را با آن هيچ‌گونه مخالفت و نزاعى نخواهد بود . اين دانشمند در اثبات مدعاى خود بطورى كه براى احدى جاى ترديد و ابهامى باقى نماند در اينجا اصول عقايد و فرائض و اعمال آئينى را كه فلاسفهء جديد روى عقل بنا كرده‌اند در يك جا جمع كرده و بعد اصول و مبانى والاترين مذهب را طبق عقايد و افكار همين فلاسفه و يا از نظر واقع و نفس الامر يك يك شمرده آن وقت اسلام را با اين مقياس دقيق تحت سنجش و آزمايش درآورده است ، شما در اينجا بىپرده و واضح و آشكار مىبينيد كه اسلام در ميان مذاهب تنها مذهبى است كه عقل را تاج افتخار انسانى قرار داده و تمامى تعاليم آن هم آهنگ با عقل و منطبق با قوانين قدرت مىباشد . شبلى بعد از اين وارد مرحلهء الهيات مىشود و در صانع عالم تحت عنوان « وجود بارى » سخن ميگويد و چيزى كه داراى اهميت و قابل ملاحظه است اينكه دلايل و براهينى كه حكما و متكلمين در اثبات صانع عالم آورده‌اند او همه را رد كرده و فقط طريقهء قرآن مجيد را درين‌باب برگزيده است . چنان كه در ذيل ابطال دلايل حكما و متكلمين چنين ميگويد : « شما ملاحظه كرديد كه افلاطون و ارسطو نتوانستند اين مسأله را حل كنند و متكلمين هم چون در معنى همان راه را پيموده‌اند ناكام مانده حال ببينيد قرآن مجيد چگونه اين راز سربسته را گشوده است » . مؤلف اين طريقه را مشروحا بيان مىكند و بعد اقوالى از فلاسفهء فعلى اروپا در تأييد مطلب خود نقل كرده شما تعجب ميكنيد اگر بگويم كه تحقيقات و طرز فكر اين فلاسفه در اثبات صانع چنانست كه گوئى تمام آن از قرآن كريم سرچشمه گرفته است . مؤلف بعد از اين بذكر اعتراضات عمدهء ملاحدهء فعلى اروپا پرداخته و همه را با قلم آزاد ذكر نموده و بعد در فصل جداگانه‌اى يك يك را محققانه جواب ميگويد او در اينجا يك نكتهء مهمى خاطر نشان ساخته ميگويد كسانى كه از حكمت قديم بىاطلاعند خيال ميكنند اين اعتراضات يك چيز تازه و نو ظهورى است كه فلسفهء جديد آن را آورده و لذا فريفته شده و تحت تأثير رفته‌اند بىخبر از اينكه « بس دير شد كه