گنبد چرخ اين صدا شنيد » يعنى در هر عصرى عدهاى از طبيعىدانان وجود داشته كه منكر خدا بودهاند و حتى با كمال تعجب نشان ميدهد كه دلايل ملاحدهء قديم بر انكار صانع عميقتر و قويتر بوده بر عكس دلايل ملاحدهء عصر حاضر را مىنويسد دليل نميتوان گفت بلكه عبارت ديگر « عدم علم » يا « لا ادرى » مىباشد . در تحقيق مسئلهء توحيد شرحى كه ذكر نموده و دقايق و رموزى را كه گوشزد مىكند بايد بگويم كه آن بخصوص براى ما مسلمانهاى امروز بسيار مهم و قابل دقت نظر مىباشد .
اين دانشمند بعد از فراغت از بحث در واجب به بحث در نبوت مىپردازد . اما حرف اينجاست كه مطالب نافعه و افكار گوناگون و نيز دقايق و نكات بكر و تازهء مندرجهء در اين باب ( از صفحهء 56 تا 196 ) بقدرى زياد و مفصل و مشروح و در عين حال شيرين و دل آويز است كه با ضيق مجال و عدم گنجايش مقام نميتوان آن را در يكى چند سطر اختصار كرد و همينقدر ميگويم كه مؤلف داد تتبع و تحقيق داده است .
ذكر اين را بطور خاص لازم ميدانم كه در اثبات نبوت پيغمبر اسلام ( پس از اثبات نبوت عامه ) دلايلى كه آورده بقدرى روشن ، ساده و دلنشين است كه براى احدى جاى شك و ترديد باقى نمىماند و نيز در احكام اجتماعى اسلام : حقوق انسانى ، زن ، وراثت و غيره تحقيقات و بياناتش دنياپسند و مطابق با ذوق و سليقه و افكار عصر حاضر است . در اينجا مسأله تأويل را كه از مسائل معضله و بسيارى از اختلافات مذهبى از اينجا سرچشمه گرفته - است بميان آورده و كاملا آن را روشن و حلاجى نموده است .
پس از آن علامه مؤلف وارد بحث در روحانيات شده ملائكه ، وحى ، واقعات بعد الموت را دقيقا تحت مطالعه آورده و در اطراف هر يك محققانه بحث مىكند ، سپس به مسئلهء ترقى و تمدن كه آن ميدانيد تا چه اندازه مورد توجه فلاسفهء امروز است قلم را معطوف داشته و در اطراف آن مشروحا صحبت ميدارد و چون فلاسفهء مذكور مذاهب را سد راه ترقى دانستهاند اين مرد با دلايل كافى و قانعكننده ثابت مىكند كه اسلام دينى است مكمل و جامع كه تمدن را با آغوش باز استقبال نموده و آن را در دامن خويش پرورش ميدهد و به آخرين درجهء كمال مىرساند . از اين پس مسئلهء « پيوستگى بين دين و دنيا » است كه
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمهء مترجم 5
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صمقدمهء مترجم ٥