بوده است از طرف ديگر وى معتقد بوده كه خدا قادر متعال و فاعل ما يشاء است و پروردگار همه چيز است و اين صفات را بمخلوق نمىتوان نسبت داد . جهم منكر مخلد بودن بهشت و دوزخ بود . پيروان او در خراسان و خوارزم بسيار بودند و تا قرن سوم در آن سرزمين فراوان بودهاند .
باطنيه
پيروان عقيدهاى كه بطن و باطن قران را بيشتر از ظاهر آن مفيد معنى ميدانستند و بجاى اينكه معنى ظاهرى الفاظ را ملاك قرار بدهند براى آن معنى ديگرى قائل بودند كه آن را تأويل مىگفتند . بسيارى از فرق دورهء اسلامى از آن جمله خرم دينان يا خرميه و قرمطيان يا قرامطه و اسماعيليه را باطنيه دانستهاند و حتى مزدكيان را باطنى گفتهاند ، در خراسان باطنيه را تعليميه و ملاحده ميگفتند و حتى برخى صوفيه را هم باطنيه گفتهاند .
زيديه
پيروان امامت زيد بن على بن حسين كه پس از واقعهء كربلا و شهادت حسين بن على نخستين شهيد خاندان رسالت بوده و به همين جهت او را زيد شهيد لقب دادهاند و چون مدعى خلافت بود در سال 120 خروج كرده و سرانجام در 122 كشته شد و سرش را بريدند و بشام بردند و بر يكى از دروازههاى دمشق آويختند . وى را در كلام شاگرد و اصل بن عطاء پيشواى معتزله دانستهاند . هواخواهان امامت او نخست در نواحى جنوب درياى خزر و در مركز ايران فراوان بودند و سپس در يمن بسيار شدند و اينك در آنجا جمع فراوانى هستند .
هشاميه
نام سه فرقه از فرق اسلاميست ، نخست پيروان هشام بن عمرو الفوطى كه از معتزله بودهاند و سپس دو فرقه از فرق اهل كلام و از مشبههء شيعه يكى هشاميهء اول پيروان طريقهء هشام بن حكم و ديگر هشاميهء ثانى پيروان طريقهء هشام بن سالم جواليقى كه براى امتياز از فرقهء پيش آنها را جواليقيه هم مينامند .