خارجى
از نظر مذهبى دربارهء كسانى گفته شده كه پيرو قديمترين طريقهء اسلام بودهاند و بخلافت شيخين معتقد بوده و ايمان و عمل را ملاك مىدانستند و از نظر سياسى دربارهء كسانى گفتهاند كه در دو سال آخر خلافت على بن أبي طالب در مشرق پريشانى اوضاع را فراهم كردند و سپس دربارهء كسانى گفته شد كه در پايان خلافت بنى اميه در همين نواحى قيامهائى را سبب شدند و انقراض خاندان اموى را فراهم كردند .
مرجئه
نام يكى از نخستين فرق اسلام كه مخالفين جدى خارجيان يا خوارج بودهاند .
زيرا كه خارجيان عقيده داشتند هر مسلمانى كه گناهى بكند كافر مىشود و مرجئه معتقد بودهاند كافر نميشود و به همين جهت امامى كه مرتكب گناهى نشود نفى امامت ازو نميشود و اقتداى نماز در پى او مجازست و نام ايشان از كلمهء « مرجون » گرفته شده كه در آيهء ( 107 ) سورهء توبه آمده است .
نجاريه
پيروان ابو عبد الله حسين بن محمد نجار از فقهاى مرجئه و جبريه كه در زمان خلافت مأمون مىزيسته و معتقد بوده است كه صفات خدا مطابق ذات اوست . رؤيت خدا ممكن نيست مگر بوسيلهء عمل ربانى كه چشم را بقلب تبديل مىكند و قوهء معرفت را در آنجا مىدهد . كلام خدا محدثست ، وقتى كه خوانده شود عرضست و وقتى كه نوشته شود جوهر است . خدا به همه چيز جهان از آغاز ازل داناست و به دو خوب و كفر و ايمان را ميخواهد .
جبريه
جبريه اصطلاح عموميست براى همه فرق اسلامى كه انسان را فاعل مختار نمىدانستند و بقوهء جبر در اعمال معتقد بودند و بيشتر اين اصطلاح را دربارهء مخالفين قدريه به كار بردهاند .
قدريه
اين اصطلاح را بيشتر بعنوان لقب دربارهء معتزليان به كار بردهاند ، مع ذلك پيش