خدا جسم معين دارد و در ميان فرق سنى و شيعه چندين فرقه اين عقيده را داشتهاند .
مشبهه
معتقدين باصول تشبيه كه مخالف معطله بودهاند و هر دو را بسيارى از فرق ديگر كافر دانستهاند . مشبهه پيروان ابو محمد هشام بن حكم بودهاند كه در سال 199 درگذشته و معتقد بوده است كه خدا به چيزى شبيه و مانند است و بالعكس معطله كه ظاهرا طرفدار عقيدهء جعد بن درهم بودهاند كه خدا « شىء » نيست .
صوفيه
اصطلاح عمومى براى همه فرق اسلاميست كه خود را آماده و مستعد نزديكى به خدا مىدانستند و در ضمن بزهد و عبادت و رياضت و تزكيهء نفس مىپرداختند . ظاهرا منشأ اين اصطلاح از آنجاست كه در دورهء پيش از اسلام در قرون اوليه اسلامى در عراق و جزيره طوايفى از نصارى و يعقوبيان و شايد صابئين و فرق نزديك بايشان بودهاند كه در ديرها و صوامع در حال زهد و رياضت و اعراض از جهان مىزيستهاند و از جمله رياضتهاى ايشان پوشيدن جامههاى پشمين درشت بوده است و مردان ايشان را صوفى و زنانشان را صوفيه ميگفتهاند و سپس كه مسلمانان آن ديار بواسطهء مجاورت با اين ديرها به اين اصول زهد و رياضت گرويدهاند خود را صوفى ناميدهاند .
شيعه
نام عمومى همهء فرق اسلامى است كه على بن أبي طالب را جانشين به حق و وارث علم رسول و پس از مرگ او پيشواى به حق مسلمانان مىدانستهاند و نخست ايشان را « شيعهء على » مىناميدهاند و سپس « شيعه » مطلق گفتهاند و در همان روز رحلت رسول كه عدهاى از اصحاب معتقد بخلافت على ع بودند اين اصطلاح درباره ايشان گفته شد .
سنى
مشتق از كلمهء سنت كه بمعنى عادت و رفتار و دستور است و اين اصطلاح عموميست در برابر شيعه و در برابر همهء فرقى گفته شده كه سه خليفهء اول را بجانشينى رسول پذيرفتهاند و ايشان را جانشين به حق و پيشواى مسلمانان پس از رحلت او دانستهاند .