حال برزخ را نشان ميدهد و نخست به كسانى كه نه هواخواه على بن ابى طالب و نه هواخواه مخالفين او بودهاند گفته شده و سپس دو تن از پيشوايان اسلام و اصل بن عطا و عمرو بن عبيد در حدود 105 تا 131 هجرى اصول اعتزال را وضع كردهاند .
توضيح اينكه در آن اوقات كه حسن بصرى در بصره به تعليم و وعظ اشتغال داشت فرقهاى از خوارج بنام ازارقه بر بنى اميه شوريده و مدتها در اطراف بصره و شط كارون باعمال امويان زد و خورد ميكردند . اين وقت در ميان مسلمانان بر سر حكم گناهكاران اختلاف شديدى بروز كرد ، بعضى آنها را كافر و بعضى فاسق دانسته و خود حسن بصرى ميگفت آنها منافقند كه از كافر بمراتب بدتر است . و اصل بن عطا با استادش مخالفت كرده و گفت آنها نه كافرند نه مؤمن و در واقع منزلت بين المنزلتين يعنى واسطهء ميان كفر و ايمان را پديد آورد و حسن او را از مجلس درس خود راند و او در نزديكى ستونى از ستونهاى مسجد عزلت گزيد . حسن گفت و اصل از ما عزلت گزيده و از همينجا نام معتزله بر او و پيروانش نهاده شد .
معتزله معتقد بخلافت بنى العباس و مخالف با شيعه و مخصوصا روافض و جهميه بودهاند و تا اندازهاى در عقايد قدريه شركت داشتهاند ولى با اهل حديث مخالف بودهاند و به همين جهت اهل حديث آنها را كافر ميدانستهاند .
ظاهريه
جماعتى از فقهاى اسلام كه تنها ظاهر قرآن و سنت را معتبر مىدانستند و در فروع نيز با فقهاى ديگر اختلافات شديد داشتهاند ولى اختلافات اصولى آنها مخصوصا در راى و قياس و استصحاب و استحسان و تقليد سختترست . در اصول فقه عقايد مخصوصى به خود دارند . رئيس اين طريقه ابو سليمان داود بن خلف اصفهانى در سال 200 در كوفه ولادت يافته و در 270 در بغداد در گذشته است و طريقهء وى در ايران و مخصوصا در خراسان بيشتر رواج يافته و در مغرب تنها ابن حزم مروج آن بوده است .
مجسمه
نام عمومى همه فرقيست كه در توحيد بتجسم قائل بوده و عقيده داشتهاند كه