تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 153

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٥٣
عقائد آورد انگشت شمار مىباشد و اينك ما بجهة نمونه چند مسأله را ذيلا درج ميكنيم : صفات بارى عين بارى نيست . قيام حادث به خدا ممكن نيست . بقاء صفتى است وجودى كه زائد بر اصل وجود است . سمع و بصر كه اوصاف خدايند مىتوانند به تمام محسوسات تعلق گيرند در كلام بارى كثرت نيست بلكه واحد محض است . كلام خدا كه نفسى است ممكنست استماع بشود . استطاعت پيش از فعل است . معدوم ، خود چيزى نيست . جسم شرط حيات نيست . علت حدوث احتياج است نه امكان . خطاء ديگرى كه شده اينست كه در بسيارى از عقائد آن قدرى كه شارع تصريح كرده بود حواشى و اضافاتى بر آن افزوده و همهء آنها را جزو عقائد اسلامى قرار داده‌اند و چون اين اختراعات و ابتكارات اكثر دور از كار بوده‌اند در اثبات آنها همه نوع با لجاجت و خودرايى قلم‌فرسائى شده كه تماما برايگان رفته است . مثلا در نصوص و روايات همينقدر وارد است كه مردگان در قيامت برمىخيزند ولى هيچ تصريح نشده كه آن با جسم اولى خواهد بود يا با جسم ديگر . متأخرين اشاعره از پيش خود اين را اضافه كردند كه آن با جسم اولى است و چون در اين صورت اعادهء معدوم لازم مىآيد لذا آن را هم مسأله‌اى از علم كلام قرار دادند و دلايلى بر جواز آن اقامه كردند ، همينطور بسيارى از مسائل غير ضرورى ديگر جزو عقائد قرار گرفتند . طرفه اينكه همين عقائد معيار اهل سنت و جماعت بودن قرار گرفت و در زمانهء اخير روى اين غلطى و گفتار بىپا شاه ولى الله علامهء شهير بتوهم افتاده و در حجة اللّه البالغه چنين مىنويسد : « مسائلى كه در آن فرقه‌هاى اسلامى با هم اختلاف دارند دو گونه‌اند ، يكى از آنها ، مسائلى است كه در اقوال شارع موجود ميباشند و ديگر آن رقم مسائلند