بنام ايزد توانا
ديباچهء مترجم
اين بنده در حدود 1328 قمرى ( تقريبا چهار سال بعد از مشروطيت ايران ) از عراق عرب براى مطالعات جديده و دعوت و تبليغ عازم هندوستان گرديدم . بيان اين اجمال و عوامل و اسبابى كه مرا به اين مقصد رهبرى نمود بقراريست كه در پائين ملاحظه خواهيد فرمود :
ولى قبلا بعرض خوانندگان گرامى ميرسانم كه شهر بمبئى كه يكى از قشنگترين و پرجمعيتترين شهرهاى آن ديار است و داراى تقريبا دو ميليون نفوس مىباشد گوئى باغ مذاهب و اديان گوناگون است . با وجودى كه از مراكز مهم تجارت دنيا بشمار مىآيد و سوداگران و بازرگانان روى زمين در آنجا براى تجارت جمع شدهاند بازار اوهام و افكار گوناگون مذهبى در اين نقطه بقدرى رواج دارد كه در هر كوى و برزن آن صدها انجمن و مجامع مذهبى برپا و مبلغين و دعاة بيشمارى از هر نژاد و هر مذهب و كيشى كه عمدهء آنها مسيحى و آريا « 1 » ميباشند با تجهيزات كامل و وسائل كافى براى اشاعت و انتشار مذهب خود بطرق مختلف كار ميكنند . در مجامع و انجمنها به دادن كنفرانس ، ايراد نطق و خطابه و بالاخره مشاجره و مناظره مىپردازند . در اماكن و ميدانهاى عمومى هنگام عصر كه مردم براى تفرج و تفريح جمع ميشوند روى صفّهاى ايستاده وعظ و تبليغ ميكنند ، بعلاوه كتاب ، مجله و اوراق ديگر مىنويسند و انتشار
هامش
( 1 ) مذهب تازهاى است كه از ميان هنود برخاسته و يكى از دانشمندان عصر حاضر هندو آن را بنياد گزارده است و آن در ميان هنود نظير پروتستان است ميان كاتوليكها به اين معنى كه از اوهام و خرافات مذهبى كاسته و از جمله مخالف با پرستش اصنام و خلاصه با فلسفهء جديد كاملا وفق و سازش داده شده است . آرياها فوق العاده متعصب و اعدا عدو اسلام و مسلمانند و آن امروز در كشور پهناور هند انتشار يافته و روزانه بر وسعت و بسط خود مىافزايد .