مىكند كه همين خرد شما است جلوگير از ايمان و تصديق خدا و پيغمبر و آنچه بعد از « ام » تلفّظ شده است يقينى نيست و مشكوك است و آنچه بعد از كلمه ى « بل » تلفّظ شده است يقينى است ولى هر دو در اصل معنى نزديك به هم مىباشند . و معنى اين است كه خردشان وادارشان نكرده است بلكه خوى سركشى و فزون طلبىشان وادارشان كرده است .
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ » 34 مجمع : زجّاج گفته است : يعنى آيا آفريده شدهاند كه باطل و بيهوده باشند و امر و نهى و حساب و كتاب نداشته باشند و بعضى گفتهاند : يعنى آيا بىآفريننده و مدبر آفريده شدهاند ؟
« أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَبِّكَ » 37 ابو الفتوح : اين جمله سه معنى شده است 1 - آيا باران و روزى مردم به اختيار آنها است ؟ 2 - مگر مقام پيغمبرى در اختيار دارند ؟ 3 - علم و مقدّرات بدست آنها است كه آسودهاند و ناسازگار ؟ و كلمه ى « مصيطرون » آخر آيه با سين نيز خوانده شده است .
« أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ - الخ » 41 مجمع : 1 - چون اعراب گفتند « نَتَرَبَّصُ بِه رَيْبَ الْمَنُونِ » يعنى در انتظار حوادث آينده و مرگ محمّد هستيم بجوابشان اين جمله گفته شد : آيا از غيب خبر دارند و ميدانند محمّد پيش از آنها مىميرد كه چنين ميگويند ؟ 2 - ابن عبّاس گفته است : مگر لوح محفوظ در جلو آنها است و از روى آن چيزى مىنويسند كه چنين ادعا مىكنند ؟ 3 - بجواب آنها كه گفتهاند « وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَه لَلْحُسْنى » اين جمله گفته شده است كه مگر از علم خدائى خبر دارند و از چيزى نوشتهاند كه در عالم ديگر بر آنها خوش خواهد بود ؟
« أَمْ لَهُمْ إِله غَيْرُ - الخ » 43 حسينى نوشته :
نزديك عزّتش ننشيند غبار شرك
با وحدتش كسى دم شركت چه سان زند