بجلو او نمودار شدهاند و چون تا آن وقت شايد فرشته نديده بوده است آنها را آدم پنداشته و برسم زمان گوساله ى پخته براى آنها آورده است و آنها حقيقت را نمودار كردند كه ما فرشتهايم و او را آسوده خاطر كردند كه هم فرزند خواهد داشت و مردم لوط نابود خواهند شد و او آسوده مىشود .
5 - آيت 42 « فَفِرُّوا إِلَى اللَّه - الخ » شايد اشاره باشد به اين حقيقت كه آدمى در دوران زندگى از هر سو گرفتارى مادى و معنوى دارد و انديشه هاى بيهوده و بند و قيدهاى فردى و اجتماعى و هزاران رذائل اخلاقى هميشه آدمى را دست و پا بسته و رنجور و دردناك دارد و بسا شود كه هيچ يك ، از دلخوشيهاى زندگى او را آرام نكند و هيچ سرمايه و جاه و مال درد درونى آدمى را بهبود نبخشد جز روى دل با خدا كردن و از قدرت مرموز الهى كومك گرفتن ، پس شايد مقصود از اين جمله وادار كردن آدمى است به راه به چنگ آوردن آسايش درونى و آرامش شوردل كه مولود حرص و غضب و كبر و حسد و خودخواهى است . و چون انسان متوجّه شد كه همه چيز او از خداوند است و تمام وسائل و دستاويزهاى زندگى بازگشت باراده ى ازلى دارد كه هيچ جاه و مقامى نمىتواند او را دستگير باشد مگر لطف حقّ و پيوسته به ياد خداوند بود و همه چيز خود را از او دانست و دلبسته به آن جا شد هميشه آرام است و راضى و با نشاط .
و از اين روى كه نگهبان معنوى آدمى فرار بسوى حقّ است و دل سپردن به او ، جمله ى بعد تكرار شده است كه من شما را پند مىدهم و ميترسانم كه از فرار بسوى خدا و راه آسايش خود غافل نباشيد .
6 - آيت 56 « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ - الخ » جاى اين پرسش است كه آفريدن براى پرستيدن چگونه كارى است و چه ارزشى دارد ؟ جواب اين است : چون عبادت بمعنى يكتا پرستى و فروتنى و فرمانبرى خداوند است شايد بتوان گفت :
لام « لِيَعْبُدُونِ » براى نتيجه و اثر پيدايش است كه اينها را آفريديم تا موجودى باشند يكتاپرست و فروتن و فرمانبر كه اگر چنين نبودند موجودى ناتمام و نابود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٩