خواهند بود و البتّه اين نتيجه نه سودى است براى آفريننده و اگر اين موجود به آن نتيجه و هدف نرسيد خطائى از آفريننده نيست كه اعتراض شود : او كه مىداند اين هدف فراهم نمىشود چرا مىآفريند ؟ زيرا اين آيه مىفهماند سود آفرينش پرستش است و گر نه آنكه پرستش نداشت نابود است و به مقصد نرسيده و البتّه اين نتيجه همگانى است و تخلَّف پاره اى افراد از اين استفاده نقض غرض و هدر شدن كار نيست چون بطور كلَّى و اكثر به اين نتيجه مىرسند و آنها كه نمىرسند بيشتر تقصير كارند و زيانى است كه خودشان سبب آن شدهاند و آنها كه از ناتوانى و قصور فهم عبادت و پرستش ندارد و چون گياه ضعيفى است كه طبيعت آن را پديدار كرده و چون نيروى كامل نداشته بكمال و بارورى خود نرسيده است . و نيز براى روشن شدن اين نتيجه و زيان از دست دادن آن مىگوئيم همانچه در شماره ى دوّم براى « إِنَّ الْمُتَّقِينَ » گفتيم جواب اين مطلب خواهد بود كه وجود هر موجودى وابسته بحقّ است و جنبش و پرورش آن بواسطهء فرمانبرى از امر حقّ است كه قوانين ثابت طبيعت است و اگر تخلَّف شد ناقص يا نابود است و انسانى كه موجود با اراده است كمال او وابستگى ارادى او است به خداوند و طبيعت او مقتضى است كه در عبادت باشد يعنى فكر و اراده ى او متوجّه بحقّ باشد و گر نه بر خلاف اصل آفرينش او است كه وابسته بحقّ نشده است و شايد همين باشد مقصود « ما خَلَقْتُ الْجِنَّ - الخ » .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٨٠