تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
معنى لغات : « طور » فضاى منزل . كوه ، آنچه در حدّ چيزى باشد « رقّ » پوست نازك شده براى نوشتن ، ورق سفيد . « مسجور » از مصدر سجر به معنى پر آتش كردن تنور و پر آب شدن رود و سر ريز شدن دريا . « مور » اضطراب و موج دريا ، جنبش اين طرف و آن طرف بتندى و اضطراب . « دعّ » به سختى راندن و بستم جلو راندن . « الت » حقّ كسى را كم كردن . « سموم » باد گرم . ترجمه : بنام خداى روزى رسان آموزگار 1 سوگند بكوه طور 2 و به نامه ى گشاده ى 3 بر پوست نوشته [ كه لوح محفوظ است ] 4 و به اين خانه ى [ مكّه ] آبادان از حاجيان 5 و بلند سقف آسمان 6 و درياى انباشته از آب 7 كه البتّه آزار خداوندى مىرسد 8 و جلوگير ندارد 9 و به آن روز كه آسمان بى آرام باشد