تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كه يا نابود مىشود و يا بيمارى او خوب شده رابطه اش با طبيعت كامل مىشود انسان هم كه در اراده اش به خداوند و اصل آفرينش استوار نبود موجودى است كه وابستگى او ناقص است و بيمارى است كه از جهت خاصيت آدمى خود از بهره ى آدمگرى محروم است پس بسحر به پا خاستن و به ياد آفريننده بودن و آمرزش خواستن نشانه ى اراده ى استوار و پهناورى است كه چون از احتياجات زندگى آسوده شده و در شب بآسايشگاه خود مىرود و بانديشه آفريننده و آفرينش او است و ناتمامى و نواقص خود و به همان روش كه در روز براى نيازمندى مادى و طبيعى خود در كار و كوشش است بشب براى نيازمندى معنوى و ناتمامى و نقص حقيقى خود در انديشه و استغفار است . پس مؤمن و متّقى بودن و از بهشت بهره مند شدن براى كسى است كه بمانند وابستگى طبيعى به خداوند ، به اراده و انديشه ى وابسته ى به او و به ياد او و سر بفرمان او باشد . البتّه در سحر كه هنگام درخشش ستارگان و آرامش طبيعت است بيشتر و گشاده تر دامنه ى فكر و انديشه ى آدمى متوجّه عوالم معنوى و قدرت خداوندى و زيبائى آفرينش و ناتوانائى خود مىشود . 3 - آيت 22 « وَفِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ - الخ » مىفهماند كه شيفته ى كسب و كار و كشت و زرع خود نباشيد كه روزى شما در آسمان است يعنى برترين جائى است كه خود بتوانيد بينديشيد . و آن قدرت و سرنوشت خداوندى است پس نبايد مغرور شد و از آفريننده بى خبر بود كه روزى خوردن و زنده ماندن شما خود نشانهء يك قدرت مرموز است كه آفريننده است و چيره بر آفرينش . 4 - آيت 24 « هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ - الخ » تا 46 « إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ » يادآورى گذشته است و عبرت از سرنوشت ديگران ولى آيا داستان فرشته ها و مهمان پنداشتن ابراهيم چه بوده است ؟ شايد چون خليل الرّحمن در انديشه ى زندگى ناپسند و سخت لوط بوده است كه پسر خاله و خويشاوند او بوده است و هم از نداشتن فرزند ، شايد ناراحت بوده است از اين روى آنها
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 78 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )