نتواند به صورت من در آيد چون آن حضرت پناهنده بحقّ است و از شيطان دور و او آن حضرت را نمىبيند تا خود را به آن صورت در آورد .
« مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ » 5 طبرى : يعنى آنكه در دل مردم وسوسه مىكند انس جنّيان باشد يا جنّ آنها . چون در قرآن جنّ را مرد ناميده است در اين آيه « أَنَّه كانَ رِجالٌ مِنَ الإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ » و از بعضى عربها نقل شده است : گروهى از جنّ آمدند و ايستادند و مردم از آنها پرسيدند :
شما كه هستيد ؟ گفتند : ناس من الجنّ . ما مردمانى از جنّ هستيم .
مجمع : يعنى شيطان وسوسه مىكند و انسان . و وسوسه ى انسان يا به اين است كه درون خودش او را وسوسه مىكند يا انسانى ديگر او را وسوسه مىكند .
تأويلات : آنكه وسوسه مىكند دو دسته است : 1 - جنّى كه ديده نمىشود چون قوّه ى واهمه 2 - آدمى ديدنى مانند مردمانى كه ديگران را به راه بد مىبرند . تفسير حسينى : ثنائى گفته است :
اوّل و آخر قرآن ز چه « با » آمد و سين
يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس
مقصود باى بسم اللَّه سوره ى فاتحه است و سين آيت آخر اين سوره .
تنوير المقباس : يعنى در سينه هاى جنّ بمانند سينه هاى انسان وسوسه مىكند .
تفسير شريف لاهيجى : بعضى گفتهاند : وسوسه مخصوص به جنّ است و معنى اين است : پناه از آسيب آنكه به سينه ى مردمان وسوسه كند كه جنّ است و هم پناه از آسيب مردمان .
عبده : چون آدمى دو نيروى كشش به بدى دارد يكى جنبش خواسته - هاى درونى و ديگرى مردم بد دل كه ديگران را وادار به بد مىكنند اگر او با خرد بسنجد و دنباله ى انديشه ى بد را رها كند و يا سخن بد دل رهبر به بد را با استدلال خردمندانه برگرداند آن هر دو آرام مىشوند و آدمى را رها ميكنند