تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
حبيب با گروهى بجنگ او رفت و شكسته شد و اسير او ، و چون به طايف رسيد مردم آنجا فرمانبردار شدند و مردى بنام ابو رغال براى راهنمائى به مكّه همراه او كردند و چون به مغمس بين طايف و مكّه رسيدند ابو رغال مرد و در گور شد و عرب آنجا را سنگ باران كردند . ( در قاموس ذيل كلمه ى « مغمس » مىنويسد قبر ابو رغال راهنماى ابرهه در آنجا است كه سنگ باران مىشود . پس معلوم مىشود تا قرن نهم هجرى كه فيروز آبادى اين كتاب را نوشته است هنوز سنگ زدن بگور آن مرد مرسوم بوده است . مترجم ) . ابرهه از مغمس مردى حبشى با قشونى به مكّه فرستاد كه اموال مردم آنجا را غارت كند و او اموال آنها را برد كه دويست شتر از عبد المطَّلب بود . و چون دو نفر از اشراف مكّه نزد او رفتند و يك سوّم از سرمايه ى مردم خود را به او عرضه كردند كه از خراب كردن كعبه برگردد نپذيرفت و روز ديگر كه آهنگ ورود به مكّه و ويرانى كعبه كرد فيل جلو لشكر زانو بر زمين زد و بهر گونه آزارش كه كردند بلند نشد و چون بديگر سو فرمانش مى - دادند مىدويد جز بسوى مكّه كه مىخوابيد ، در اين ميان خداوند مرغانى از جانب دريا فرستاد كه سنگى در منقار و دو سنگ در دو پاى خود داشتند و بهر كس آن سنگها مىرسيد نابود مىشد و سنگ بر همه نرسيد و گروهى فرار كردند و در راه نابود مىشدند ، و ابرهه آسيبى در تنش نمودار شد و چون به صنعاء رسيد دلش از سينه اش در آمد . ابو الفتوح نوشته : اصحاب تواريخ در تاريخ عام الفيل خلاف كردند مقاتل گفت : پيش از مولود رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به چهل سال . كلبى گفت و عتبه بن - عمير پيش مولود رسول بود به بيست سال . بعضى ديگر گفتند : به سى سال بعضى ديگر گفتند به همان سال بود . ابو الحارث گفت : عبد الملك مروان پرسيد غياب بن اشيم الكنانى اللَّيثي را كه از معمّران بود كه تو مهترى يا رسول ؟ گفت : رسول از من مهتر بود امّا مولد من پيش از مولد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بود كه رسول عام الفيل زاد و من بزرگ بودم پدرم مرا دست گرفته و آثار پاى پيل و روث او به