تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
انجمنى نام تو مىبرند و بهر جاى گفتگو از تو و سخنان تو است . و شايد به همان معنى مفسّرين باشد ولى مقصود از « رَفَعْنا » « نرفع » باشد چون آينده ى يقينى است به صورت ماضى آورده شده است و آيت بعد كه نويد آسانى پس از دشوارى داده است قرينه است كه در آينده نام تو بلند مىكنيم چون با هر دشوارى و آزارى كه به تو مىرسد گشايش براى تو خواهد بود « 1 » 4 - آيات پنج و شش « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ - الخ » شايد تأكيد نباشد و نشان دادن مقتضيات زندگى آدمى باشد كه البتّه آدمى را هر دشوارى كه رسد آسانى بدنبال دارد و باز دشوارى را آسانى در پى است و چون بعسر آغاز شده است و به يسر انجام شده است شايد مثل اين است كه گفته شده است : آسوده باش كه پايان همه تحوّلات و دشوارى و آسانى ، خوشى است و آسايش و ممكن است اين معنى نيز استفاده شود كه چون « مَعَ الْعُسْرِ » گفته شده است نه « بعد العسر » اشاره باشد كه دشوارى در ضمن و پيوسته به آسانى است كه شما از آن بىخبر هستيد و مصلحت آن را نمىدانيد مثل « عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » يعنى آنچه نمىپسنديد ممكن است براى شما خوب باشد . و حديث « لن يغلب - الخ » كه از پيغمبر نقل شده است اگر درست باشد شايد مقصود اين باشد كه با الف و لام اشاره شده است بعسر حاضر كه گرفتارى مسلمين آن دوران باشد و يسر اوّل اشاره به آسايش مسلمين در زمان پيغمبر و در عسر دوّم نيز الف و لام به همان عسر دوران پيغمبر ( ص ) اشاره شده است و يسر دوّم آسايش و پيشرفت اسلام پس از پيغمبر باشد و حديث چنين معنى شود : اين دشوارى كه ما گرفتاريم آسانى نزديك بدنبال دارد و همين دشوارى
هامش
( 1 ) اين توجيهات بر اساس اين است كه ما بدون ترديد سوره را مكّى بدانيم يعنى نازل شدهء قبل از هجرت ، ولى اين جز قول غالب مفسّرين دليل ديگرى ندارد و قبلا گفتيم با ظاهر آيات أوّل سوره سازگار نيست و يا قول معصومى كه حجت باشد در دست نداريم و آنچه خداوند برسولش گوشزد مىكند همه در مدينه و پس از هجرت صورت گرفته لذا معنى ندارد كه قبل از انجام كارى خداوند بطريق امتنان آن را به پيغمبر خاطر نشان سازد ، بلكه صواب آن است كه سوره در اواخر عمر پيغمبر نازل شده و قطعا كارهاى مذكور انجام گشته بوده . و از سياق بر ميآيد كه رسولخدا بأمرى دشوار مأمور شده بود كه بيم آن داشت امّت يا لا اقل سران آنها نپذيرند و ميدان فعّاليّت و توطئه براى منافقين باز شود ، و اساس اسلام را متزلزل سازند لذا نگران بود كه آيا چه خواهد شد اگر اين امر را تبليغ نكنم ، كه فرمان خدا را نبرده‌ام و اگر بخواهم انجام دهم مخالفين چه عكس العملى نشان خواهند داد . خداوند دل او را بذكر امور گذشته تقويت مىكند و مىفرمايد همچنانكه در آغاز امر ، كار بسيار دشوار بود و آرام آرام مبدل به آسانى و يسر شد اكنون نيز همانطور است مترس و « بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » و كلمهء « فَانْصَبْ » همانطور كه در متن بيان شده بمعنى خود را برنج انداز است ، نه به آن معنى متبادر بذهن كه موجب شده ايراد كنند كه بايد بكسر صاد باشد نه بفتح ، و به نظر ميرسد تحريفى در لفظ رخ داده ، مثلا امام عليه السلام فرموده باشد « نزلت فى على » و راوى به گمان خود نقل بمعنى كرده و گفته « فانصب عليّا » . بارى آنچه ذكر شد استفاده از محضر درس مرحوم استادم أعلى اللَّه مقامه الشريف سيّد كاظم موسوى گلپايگانى است كه با توضيحات بيشترى در هنگام تفسير اين سوره بيان فرمودند . ( مصحّح )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 612 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )