چون بازگشت مردم و حسابشان هميشگى است و پس و پيش ندارد و براى تأخّر برتبه است كه چون برگشت بسوى حقّ به حساب او مىرسند يعنى مقام حساب برتر از مقام بازگشت است . و ابو بكر بن طاهر گفته است : بنگر برحمت حقّ كه پس از آن جمله هاى بيم آور چگونه مهربانى خود نمودار كرده است كه بازگشت آنان را به پيشگاه خود كرده است و رسيدگى بشمار كارشان با خويشتن نموده است ، پس سزاوار است آدمى در پناه اين دو بخشش بزرگ بهر دو جهان شاد باشد و آسوده زيست كند و با پر افتخار به اين دو خطاب بآسمانها پرواز كند . ولى اينكه ابو بكر بقلى گفته است براى عارفى درست است كه از راه مكاشفه لذّت آن بيابد ولى عوام را شايسته نيست كه به اين سخنان مغرور شوند و به راه باطل بروند .
سخن ما : اين سوره خوب نمودار است كه به مكه نازل شده بلكه به دوران نخستين اسلام چه از آغاز تا بانجام بيم است و نويد و صحنه هاى جوربجور رستاخيز و اين گونه سخن جز با كافران نيست تا خبردار شوند به دو راهى كفر و و ايمان ماندهاند ز سوئى نادانى و تعصّب ، ز سوئى سخن پيغمبر ( ص ) و آيات قرآن و بهر سو روند مزد آن برند . و ز ان پس براى دريافت حقيقت و پذيرش سخن پيغمبر وادار شدهاند بآفريدگانى كه بس بزرگ هستند و پيوسته در جلو چشم دارند بنگرند چه قدرتى اين شتر با اين بزرگى را آفريده كه هستى ايشانرا به آن پيوند نموده است و يا اين آسمان بلند كه هميشه چشم به آن دارند تا روزى آبى بر سرشان بريزد و تشنگىشان بنشاند و هم كوههاى سياه سوزان و زمينهاى پهناور هموار از كجا آمده و با چه توانى فراهم شده است ؟ آنكه بنگرد و باريكبين در اينها شود دريابد كه از خردى نمودار شده است و قدرتى كه تواند هر كسى را بسزاى كفر و ايمانش رساند . و در آخر سوره روى سخن با پيغمبر ( ص ) شده است كه اگر مردم به تو نگرويدهاند و مسلمانى نمودار نشده است غمگين مباش كه در آفرينش ما كار تقسيم شده است : پند از تو پذيرش از مردم و مزدشان با ما شده است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 557
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٥٧