گذر است [ كه بازگشتتان بسوى ما بود ]
5 مگر نه بس باشد اينهمه سوگند براى خردمند [ تا باور كند آدمى را جهان ديگر در پيش است ]
6 اى محمّد مگر ندانى پروردگارت چه كرد با گروه عاد
7 ارم كه استوانه براى ساخت خانه - هاى خود داشت و همانندشان آفريده اى بشهرها نبود
9 و هم گروه ثمود كه سنگها ز دره ها بريدند [ تا كاخها از آن بسازند ]
10 و نيز فرعون به آن استوارى با سپاه و مردان دربارى
11 كه بشهرها و مردمان ستم بىاندازه كردند
12 و فساد و تباهى فراوان
13 پس خداى تو آزار و گرفتارى بر سرشان چو زخم تازيانه بريخت
14 كه البتّه او در كمين است و پوشيده ز او نباشد چيزى ولى آدمى [ با اين سختيها كه شنيده و چشيده خوى او اين است كه ]
15 چون خدا او را بيازمايد و گراميش بدارد و در ناز و خوشى بود گويد : خدا مرا بزرگ داشته
16 ولى اگر او را گرفتار كند و روزى او كم كند گويد : خداى مرا خوار كرد
17 ولى نه چنين است [ بلكه او سزاى كار خود بيند ] همچون شما عربهاى نافرمان كه وارسى يتيم نميكنيد
18 و نه وادار بدستگيرى بيچارگان
19 و مال بازمانده ز مرده بيحساب مىخوريد
20 و سخت دلباخته ى مال و خواسته ايد
21 چه بدكارى كنند چون به آن روز كه زمين سخت بر هم كوفته شود
22 و فرمان حقّ با صف فرشتگان آيد
23 و دوزخ به پيش كشند و نمودارش كنند كه همگان آن را ببينند آدمى را آنچه كرده به ياد آيد و اين چه سودش دهد
24 كه گويد : ايكاش زين پيش بانديشه ى اين زندگى بودم
25 آن روز است كه كسى به آن گونه آزار نبيند
26 و كس را چنان بندى نباشد [ و آواز آيد كه ]
27 اى روان آرام و دل آرميده
28 بسوى خداى خود باز گرد كه او ز كار تو و تو ز مزد خود خشنودى
29 پس بميان بندگان من باش
30 و در بهشت من درون شو .
سخن مفسّرين : كشف : اين سوره را قاريهاى كوفه سى آيه دانستهاند و مردم مدينه سى و دو و قاريهاى بصره بيست و نه آيه و اختلاف در چهار
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 559
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٥٩