تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
ما سَعى ( 35 ) وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى ( 36 ) فَأَمَّا مَنْ طَغى ( 37 ) وَآثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا ( 38 ) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى ( 39 ) وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ( 40 ) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ( 41 ) يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها ( 42 ) فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها ( 43 ) إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ( 44 ) إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها ( 45 ) كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها ( 46 ) معنى لغات : « غرق » به اندازه ى يك نوشيدن از شير و مانند آن برداشتن و اغراق بمعنى زيادروى در كار و كمان را تا هر آنچه ممكن شود كشيدن . « ناشطات » از مصدر نشط بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى از جائى بيرون شدن از شهرى بشهرى رفتن ، ريسمان گره زدن ، دلو از چاه كشيدن . « تَرْجُفُ » به سختى مىجنباند و راجفه دميدن نوبت اوّل در صور قيامت . « واجِفَةٌ » دل گرفتار بخفقان و هر چيز بىآرام و مضطرب . « زَجْرَةٌ » از خود راندن به آواز اسرافيل براى زنده شدن مردگان . « بِالسَّاهِرَةِ » بيابان ، شبى كه در آن خواب به چشم نيايد . « أَغْطَشَ » شب تاريكى آورد ، خدا شب را تاريك كرد . « الطَّامَّةُ » پيش آمد ناگوار كه از هر چيز بالاتر و ناگوارتر است ، قيامت . ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان بفرمانبران 1 سوگند به آنها كه سخت مىكشند زه كمان يا جان آدميان 2 و نيز به آنها كه مىگشايند و ميكشانند 3 و بشناگران چالاك 4 و جلو افتادگان پيشتاز 5 و آنها كه تدبير كار آفرينش كنند 6 روزى بود كه آواى صور مىلرزاند 7 و از پى آن ديگرى بدنباله اش رسد 8 به آن روز دلهائى بود بىآرام 9 و چشمهائى فرو هشته 10 [ ولى كافران گويند : مگر شود بآغازمان برگردانند 11 و با آنكه بگور استخوان پوسيده بوديم دوباره زنده شويم ؟ 12 پس نوبت زيان زندگى بود 13 اى محمّد به آنها
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 464 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )