تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
معنى لغات : « سبات » خواب ، روزگار ، شب و روز ( المنجد ) آسايش ، بريدن ، ( قاموس ) . « وَهَّاجاً » سخت افروخته و فروزان . « الْمُعْصِراتِ » ابرها كه كه باران بيرون مىدهند مانند چيزى كه بفشرند تا آبش گرفته شود . « ثَجَّاجاً » آب بسيار روان و تند ريزش . « أَحْقاباً » جمع حقب با ضمّ اوّل و دوّم به معنى روزگار . « غَسَّاقاً » سردى سخت ، چيز بد بوى « مَفازاً » جاى رستگارى و نجات و هم جاى هلاكت و نابودى . « كَواعِبَ » جمع كاعب دختر نار پستان . « أَتْراباً » جمع ترب بكسر اوّل و سكون دوّم بمعنى دوست و همزاد و مقصود دخترهاى بيك سال عمر و يكنواخت است . « دِهاقاً » كاسه ى پر لبريز ، آب فراوان . ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان به فرمانبران 1 از چه پرسند كافران ؟ 2 از آن بزرگ حادثه اى 3 كه خود در آن به چند گونه سخن كنند . 4 ولى نه چنان است كه پندارند و به زودى بدانند 5 و البتّه به همين زودى بدانند [ سود و زيان كار خود ] 6 نه مگر ما زمين را آماده ى زندگى كرديم 7 و كوهها همچو ميخ باستوارى آن 8 و شما را جفت آفريديم 9 و خوابتان براى آسايش 10 و شب را تيره چو پوشاك فراگير بهر آرامشتان كرديم 11 و روز را روشن براى پى روزى رفتن 12 و به بالا سرتان هفت سخت استوار ساختيم 13 و خورشيد همچون چراغى فروزان كرديم 14 و ز ابرهاى فشرده بارانى بتندى فرو ريختيم 15 تا به آن گياه و دانه از زمين بدر آريم 16 و بستانها ز درختان انبوه و بهم پيچيده ؟ 17 [ پس به همان قدرت كه اينها آفريد ] البتّه روز جدائى درست از نادرست را هنگام معيّن است 18 و آن روزى است كه در بوق و يا چهره ها بدمند و شما خود گروه گروه [ بدادگاه خداوندى ] آئيد 19 و آسمان چنان ز هم گشوده بود كه چون درها و راهها باشد 20 و كوهها ز جاى كنده همچون
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 453 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )