معنى لغات : « سبات » خواب ، روزگار ، شب و روز ( المنجد ) آسايش ، بريدن ، ( قاموس ) . « وَهَّاجاً » سخت افروخته و فروزان . « الْمُعْصِراتِ » ابرها كه كه باران بيرون مىدهند مانند چيزى كه بفشرند تا آبش گرفته شود . « ثَجَّاجاً » آب بسيار روان و تند ريزش . « أَحْقاباً » جمع حقب با ضمّ اوّل و دوّم به معنى روزگار . « غَسَّاقاً » سردى سخت ، چيز بد بوى « مَفازاً » جاى رستگارى و نجات و هم جاى هلاكت و نابودى . « كَواعِبَ » جمع كاعب دختر نار پستان .
« أَتْراباً » جمع ترب بكسر اوّل و سكون دوّم بمعنى دوست و همزاد و مقصود دخترهاى بيك سال عمر و يكنواخت است . « دِهاقاً » كاسه ى پر لبريز ، آب فراوان .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان به فرمانبران
1 از چه پرسند كافران ؟
2 از آن بزرگ حادثه اى
3 كه خود در آن به چند گونه سخن كنند .
4 ولى نه چنان است كه پندارند و به زودى بدانند
5 و البتّه به همين زودى بدانند [ سود و زيان كار خود ]
6 نه مگر ما زمين را آماده ى زندگى كرديم
7 و كوهها همچو ميخ باستوارى آن
8 و شما را جفت آفريديم
9 و خوابتان براى آسايش
10 و شب را تيره چو پوشاك فراگير بهر آرامشتان كرديم
11 و روز را روشن براى پى روزى رفتن
12 و به بالا سرتان هفت سخت استوار ساختيم
13 و خورشيد همچون چراغى فروزان كرديم
14 و ز ابرهاى فشرده بارانى بتندى فرو ريختيم
15 تا به آن گياه و دانه از زمين بدر آريم
16 و بستانها ز درختان انبوه و بهم پيچيده ؟
17 [ پس به همان قدرت كه اينها آفريد ] البتّه روز جدائى درست از نادرست را هنگام معيّن است
18 و آن روزى است كه در بوق و يا چهره ها بدمند و شما خود گروه گروه [ بدادگاه خداوندى ] آئيد
19 و آسمان چنان ز هم گشوده بود كه چون درها و راهها باشد
20 و كوهها ز جاى كنده همچون
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٥٣