معنى لغات : « طُمِسَتْ » ستاره تاريك شد و نورش نابود شد ، كهنه شد ، به خود بىنشان شد . « كِفاتاً » جائى كه چيزى فراهم و بيكدگر پيوسته مىشود .
ترجمه : بنام خداى بخشنده به همگان مهربان به مؤمنان
1 سوگند به فرشتگان فرستاده انبوه
2 و به آن بادهاى تند و سخت
3 و به آفريدگان كه گستردنى بگسترند
4 و هم آنها كه جدا شدنى ز هم جدا كنند
5 و نيز سوگند به آنان كه به ياد مىدهند بهانه اى و بيمى
6 كه آنچه وعده ى شما كنند شدنى بود
7 پس چون ستارگان تاريك شدند
8 و به آسمان رخنه رسيد
9 و كوهها را ز جاى كندند
10 و فرستادگان حقّ بوقت خود رسيدند
11 آيا بچه روز اينهمه فرا - رسد ؟
12 به آن روز كه درست ز نادرست جدا بود
13 اى محمّد تو چه دانى كه چه روزى است آن ؟
14 به آن روز واى به آنان كه حقّ دروغ شمرند
15 نه مگر پيشينيان نابود كرديم ؟
16 و البتّه زين پس بدنبالشان پسينيان فرستيم .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 444
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٤٤