تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
تأكيد كه ما خودمان گفته شده است بوسيله ى انّا و نحن براى آرامش دل پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و بستن دهان بدگويان باشد كه ما آن را بروش مخصوص فرستاديم و از كسى و از جائى نيست فقط از سوى حقّ به راه حقّ است و بس و آيات دنبال هم نشانه ى اين معنى است چون امر به صبر است و بدنبال آن انجام وظيفه ى عبادت در برابر كافران كه به هيچ روى دستبردار از زندگى زود گذر نيستند و براى چند دم توجّه بحقّ و عبادت ، تسليم نيستند و خوددارى مىكنند . 4 - آيت 25 جمله ى « سَبِّحْه لَيْلًا طَوِيلًا » شايد به اين معنى باشد كه چون به پيغمبر دستور رسيده است ببامداد و پسين ياد خدا كند و پاره اى از شب هم سجده كند در دنبال اين دستور گفته شده است كه تسبيح در شب بايد درازتر از مدّت سجده و از تسبيح بروز باشد و گر نه تسبيح طولانى در شب نامعلوم است كه چه اندازه است ، و چنان كه از طبرى نقل كرديم كه اين آيه را مانند « قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا » دانسته‌اند شايد درست نباشد چون در آن آيه معلوم شده است كه بجز اندكى از شب باقى شب را بايد در نماز باشد و يا نصف و در اينجا بطور كلَّى « طَوِيلًا » گفته شده است با اينكه در جلو براى سجده پاره اى از شب گفته شده و جلوتر براى صبح و شام فقط ذكر كردن گفته شده است كه مدّت معيّن نشده است ، پس ممكن است اينها قرينه باشد بر اينكه چون آن دو مختصر است اين يك دراز باشد كه مدّتى در اين كار باشى . 5 - آيت 30 جمله ى « وَما تَشاؤُنَ - الخ » از ظاهر آيات جلو و جمله هاى بعد مىتوان فهميد كه اين جمله نه براى ارتباط اراده ى حقّ است بكفر و دين مردم كه مفسّرين نوشته‌اند و نقل كرديم بلكه بدنبال جلوگيرى پيغمبر از فرمانبرى آثم و كفور و دستور بذكر و سجده و تسبيح و آگهى كه قرآن رهبر حقّ جويان است اعلام شده است كه آثم و كفور نتوانند بدى بخواهند و آسيبى رسانند مگر خدا بخواهد و آنچه او بخواهد و بكند دانائى و درستكارى است و براى ستمكاران آزار دردناك مهيا كرده است و مجال ستم به آنها نمىدهد پس به اختيار