و شنوا كرديم
3 و راه به او بنموديم تا خود سپاسگزار و يا ناسپاس پيشه بود
4 البتّه ما براى كافران آتش و زنجير و ز آهن دستبند و طوق آماده كرديم
5 ولى نكوكاران شراب آميخته بكافور بنوشند
6 ز چشمه اى كه از آن بندگان حقّ نوشند و بهر كجاى خواهند از آن جويى برند
7 [ اينان مردمى بودند كه ] به نذر و پيمان حقّ وفا كنند و از آن روز بترسند كه بدى و گرفتاريش همه جا رسيده باشد .
8 و بدوستى ما و نياز خود به نادار و بىپدر و به بند گرفتار غذا خورانند و بدل گويند
9 جز براى رضاى حقّ ندهيم و نه پاداش از شما خواهيم و نه سپاس كار خود .
10 چه از پروردگار خود بترسيم روزى بما آيد كه همچو ترشرويان سخت و تيره بود
11 خداوند هم از بد آن روز نگاه شان بداشت و دلشادى و تازه روئى به پيشبازشان فرستاد
12 و به پاداش شكيبائى [ بر گرسنگى و فرمانبرى ] بستان و پرنيانشان بخشيد
13 كه در آن بر تختهاى گرانبها و آراسته تكيه زنند و گزند خورشيد و سرما نبينند
14 چه سايه ها بر سرشان نزديك باشد و چيدن ميوهء آن آسان
15 و پيرامونشان ظرفهاى سيمين بدارند
16 و تنگها كه چون بلور از نقره ساخته و همگى به اندازه و نياز درست شده
17 و در آنجا جام بزنجبيل آميخته نوشند
18 و هم به آن جا چشمه اى بود كه بنام سلسبيل گويند
19 و گردشان غلامبچگانى بجاودان بوند كه پندارى مرواريد افشانده اند
20 و اگر آنجا را ببينى سراسر خوشى و بزرگ دولتى بينى
21 و برايشان جامه ها ز پرنيان نازك سبز باشد و ديباى ستبر و آراسته بدستبندها ز سيم بوند و از سوى پروردگارشان مىطهور بنوشند
22 [ و گويندشان ] همانا همين بود پاداشتان كه كوشش و كارتان پسند و ارجمند بود
23 [ اى محمّد اكنون بدان ] همانا كه ما خود به تو قرآن بنوبت فرستاديم [ كه نه وسوسه ى ديو است و نه گفتار غيبگو ]
24 پس تو شكيباى فرمان پروردگار خود باش و گوش بفرمان گناهكار و بيدين اعراب مباش
25 و ببامداد و شامگاه نام پروردگار خود به ياد آر
26 و اندكى ز شب سجده ى او كن و به شب تسبيح او بدرازى كن
27 ولى اين كافران آنچه زود رسد دوست
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٣٢