تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
معنى لغات : « الدَّهْرِ » زمان دراز و در فلسفه زمان براى رابطهء موجودات متغيّر است نسبت بيكدگر و دهر براى رابطه ى موجودات متغيّر است با موجودات ثابت لا يتغيّر و براى نسبت موجودات ثابت لا يتغيّر بيكدگر سرمد مىگويند . « أَمْشاجٍ » جمع مشج با فتح اوّل و دوّم و هم سكون دوّم و كسر اوّل و سكون دوّم و مشيج با ياء بر وزن فعيل بمعنى آميخته و مخلوط . « كافور » يك گياهى است خوشبو و عطرى كه از آن مىگيرند نيز كافور مىنامند . « تفجير » منفذ و راه براى آب باز كردن و آب را به جائى بردن . « قمطرير » شرّ و بدى سخت و روز سخت . « زنجبيل » شراب و ريشه ى گياهى است بمانند نى كه تند است و خوشبوى . « سندس » پارچه ى ابريشمى لطيف و نازك . « استبرق » پارچهء ابريشمى ضخيم . ترجمه : بنام خداى بخشنده به آفريدگان مهربان به فرمانبران 1 مگر نه بر آدمى روزگارى گذشت و او شايسته ى ياد كردن و نام بردن نبود ؟ 2 چه ما او را ز نطفه ى آميخته آفريديم تا آزموده اش كنيم اين بود كه او را بدل بينا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 431 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )