تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
معنى لغات : « وَزَرَ » بفتح اوّل و دوّم بمعنى پناهگاه ، كوهى كه كس را به آن دسترس نباشد . « ناضر » زيبائى ، نيكوئى ، تر و تازگى صورت و غير آن . « فاقِرَةٌ » ناگوارى سخت . ترجمه : بنام خداوند بخشنده ى مهربان 1 برستاخيز 2 و آن روح ملامتگر خود سوگند نخوريم [ ولى از شما پرسشى كنيم ] 3 چگونه آدمى پندارد : نتوانيم استخوانش را فراهم كنيم [ و دوباره زنده اش كنيم ] ؟ 4 بلكه توانيم يكايك بند انگشت او راست و برابر كنيم 5 ولى او همى خواهد كه آينده ى خود دروغ پندارد 6 از اينروى پرسد : رستاخيز كى به پا شود ؟ [ پس بداند : ] 7 چو ز حيرت چشم درخشد 8 و ماه تيره شود 9 و با خورشيد بيك جاى فراهم گردد 10 آن انسان [ كه چنين هنگام دروغ پنداشت ] گويد : امروز بكجا گريزم ؟ 11 البته پناهگاهى نبود 12 و آرامش آن روز به پيشگاه خداى تو باشد و بس 13 آنجا است كه آدمى را از آنچه پيش فرستاده يا بجاى گذارده خبردارش كنند 14 ولى او بيناى به حال خويش است 15 هر چند هزاران بهانه پيش آورد 16 [ اى محمّد اكنون به خود باش ] و با شتاب زبان به خواندن قرآن مگشا 17 كه بر ما است آن را فراهم كنيم و آماده ى خواندن 18 و چون ما بخوانيم آنگاه تو بخوان 19 وزان پس بايد كه ما روشن و نمودارش بكنيم 20 لكن شما آدميان [ آرامش نداريد ] و دوستدار شتابيد و زود گذر خواهيد 21 و آنچه به آخر رسد [ و دير پايد ] رها كنيد [ ولى بدانيد ] 22 آن روز آخر رسيده و سر انجام زندگى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 412 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )