مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى براى هر كدامشان بنام او نامه اى از آسمان آيد كه به محمد مؤمن شويد .
كشف نوشته : كه ببالين هر يك نامه اى بنهند گشاده و مهر بر گرفته .
فخر : اين معانى كه مفسّرين نقل كردهاند با كلمه ى منشّرة مناسب نيست مگر كه مقصود نامه هائى باز و نمودار . و سعيد بن جبير « مُنَشَّرَةً » بتخفيف شين خوانده است و معنى هر دو يكى است .
« وَما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » 56 مجمع : مقصود از اين كلمه ى « يَشاءَ » غير از كلمه ى « شاء » در آيت جلو است زيرا اگر هر دو بيك معنى باشد تناقض مىشود پس اوّلى خواست اختيارى خود مردم است و دوّمى مقصود خواست خداوند و اجبار مردم است . و دو معنى شده است : 1 - يعنى كافران به ياد حقّ نمىباشند مگر كه خدا بخواهد و مجبورشان كند 2 - يعنى نمىخواهند و متذكّر نمىشوند مگر كه پيش از آن خواست خداوند بوده باشد و امر و نهى او و بيم و نويد او بمردم ابلاغ شده باشد .
سخن ما : آيت 39 كلمات « أَصْحابَ الْيَمِينِ » اصحاب جمع صاحب است كه در اينجا بمعنى دوست همدم و هميشه همراه است . و يمين بمعنى سوى راست و دست راست آدمى است كه آن را تواناتر و با ارزشتر از جانب چپ و دست چپ مىدانند و عموم مردم كارهاى با ارزش و دشوار را با دست راست آسانتر از دست چپ انجام مىدهند . و نوشتهاند كه آدمى در روزگاران پيشين آنچه عزيز داشته بدست چپ حفظ مىكرده است و با دست راست دشمن را از خود دور ميكرده است و از اينروى دست راست قويتر از دست چپ شده است پس شايد به همين مناسبت خاصيّت طبيعت قرآن كلمات « أَصْحابَ الْيَمِينِ » را به كار برده است و شايد در آن زمان اين مطلب در ميان آن مردم هم معروف بوده است و چنين اصطلاحى داشتهاند و ممكن است اصطلاح حزب چپ و راست و چپى و راستى از گفته ى قرآن يا اين خاصيّت آدمى پيدا شده باشد . پس
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤١٠