تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
مثل « ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى » كه از موسى در طور پرسيدند چه در دست راست خوددارى ؟ براى اين بوده است كه از ترس آرام گيرد تا به او وحى شود 8 - گفته‌اند : يعنى اى گمنام به زودى بلند آواره ات كنيم . فخر : اين كلمه سه قرائت شده است : 1 - مزّمّل با تشديد زاى و ميم . 2 - عكرمه به تخفيف زاى و تشديد دال خوانده است به صورت اسم فاعل و مفعول در كلام نيست يعنى « مزّمّل نفسه » و يا به صيغه ى اسم مفعول كه ديگرى يا خودش او را بجامه پيچيده 3 - « متزمّل » با تاء به صورت اصل . حسينى : در آغاز پيامبرى پيغمبر كه نماز مىخواند خود را به گليمى پيچيد . و از خديجه نقل است كه آن گليم مثل چادرى بود چهارده زراع كه نصف آن بر بالاى ما بود و نصف ديگر را پيغمبر به خود مىپيچيد و نماز ميخواند و اين آيه بر او نازل شد . « قُمِ اللَّيْلَ - الخ » 3 مجمع : يعنى نماز بخوان در نصف از شب يا اندكى كمتر از نصف و يا كمى بيش از آن و از امام صادق ( ع ) نقل است : قليل يعنى نيمه و معنى اين است نيم شب نماز بخوان يا اندكى از نيمه كم يا اندكى بر نيمه بيفزاى . پيغمبر و گروهى مؤمن شب براى نماز بلند مىشدند و گاه مىشد كه نمىدانستند چه اندازه ى شب بيدار بوده‌اند و چه گذشته و مانده از اينروى همه شب بيدار مىبودند و رنج مىبردند تا اينكه بآيات آخر اين سوره تخفيف داده شد و اين وظيفه ى سنگين از دوششان برداشته شد ، عائشه گفته است : باوّل اين سوره شبخاستن به نماز واجب شد و پس از دوازده ماه به آخر سال آخر اين سوره نازل شد و حكم برداشته شد و دستور واجب مستحبّ شد . سعيد بن جبير گفته است : ميان اول سوره كه نماز شب واجب شد و آخر آن كه حكم وجوب تبديل بندب شد ده سال فاصله شد . مقاتل و ابن كيسان گفته‌اند : اين دستور بمكّه بوده است پيش از وجوب پنج نماز شبانه روزى و چون اينها واجب شد آن منسوخ گشت . ولى از ظاهر اين آيات نسخ حكم