تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
ولى ناچار مانند بهيمه و سبع آن هم وابسته بمواد غليظ و انبوهى است كه بيشتر آن موادّ زمينى است . و يا نفوس مجرده است كه در كمال صفا و لطافت است و مجرّد از ماده و متعلَّق بعالم علوى است كه ملائكه و مقدّسات و مجرّدات عالم بالا باشند . و يا نفوس قويّه هستند كه متعلَّق باجرام عنصرى لطيف هوا و آتش هستند كه نه از مجرّدات آسمانى چون فرشتگان هستند و نه از مادّيّات زمينى چون حيوان و انسان هستند . و بعضى حكما آنها را صور معلَّقه ناميده‌اند كه نه وابسته به آسمان و نه چسبيده به زمين باشند بلكه در ميان آسمان و زمين بسر برند و مانند آدميان دريابند و بدانند و چون در ساختمان و وجود جورى هستند كه نزديك بعوالم بالا مىشوند شايد بتوانند پاره اى از مغيبات و آنچه پوشيده از آدميان است آنها دريابند پس ممكن است بسوى بالا و عوالم الهى بروند و گوش فرا دهند و از ملائكه و موجودات مجرّده چيزى فرا گيرند . و چون از مواد هوائى و آتشى زمين هستند و ناتوانتر از آن نفوس عاليه و مجرده مى - باشند ممكن است در برابر آن توانهاى برتر و قواى آسمانى بيچاره شوند و كار و هدف خود به آخر نرسانده از اثر موجوديّت آنها متأثّر گردند و از آن عوالم بالا رانده شوند و دور نيست كه چون از موادّ هوائى و آتشى هستند از پرتو ستارگان آنجا آتش بگيرند و بسوزند و يا رانده شوند و فرود روند . و همه ى اين مطالب ممكن است و محال نيست و پيغمبران و اولياى حقّ كه مردمى خبردار از عالم بالا بوده‌اند و راستگو و بخصوص كاملتر همه پيغمبرها محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله همگى اين مطالب را گفته‌اند . و اگر بخواهيم اين آيات را با عوالم و خصوصيّات آدمى تطبيق كنيم مىگوئيم : چون دل آدمى آماده ى فرا گرفتن وحى و كلام غيب شد توانهاى درونى آن كه نيروى فكر و خيال و وهم و عقل نظرى و عقل عملى او باشند و همگى جنّ وجود آدمى هستند و پوشيده از ديده ى بينندگان ، متوجّه به سخن غيب مىشوند و گوش بسوى آن فرا دارند كه چيز ديگر در نمىيابند و متوجّه چيز ديگر نمىشوند . و چون سخن غيب كه از