تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
آدميان بواسطه ى اين كارشان برستم و تجاوز پريان بيفزودند كه گفتند ما بر آدمى تفوّق و آقائى بدست آورديم . تفسير فى ظلال القرآن : شايد مقصود از « رهق » گمراهى و سرگردانى باشد كه در دل آنهائى پيدا مىشود كه پناهنده بدشمن مىشوند و انسان از قديم با شيطان و جنّ دشمن بوده است و مأمور بوده است از شر آنها به خدا پناهنده شود . و البتّه آدمى چون به غير حقّ پناهنده شود باميد سود يا جلوگيرى از زيان گرفتار بيتابى و نگرانى مىشود . و همين است بدترين رهق كه دل روى آسودگى و آسايش نمىبيند . « وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا - الخ » 7 فخر : ممكن است : اين جمله نقل سخن جنّيان با يكدگر باشد و هم آيت جلو و معنى چنين خواهد بود : آدميان پنداشتند چنان كه شما پريان مىپنداريد ، و ممكن است عطف باوّل سوره باشد و جزء وحى باشد . يعنى به من وحى شد كه جن هم بمانند شما عربها گمان مىكردند . و بهتر و مناسب با ارتباط جمله ها اين است كه نقل سخن جنّ باشد . « وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها - الخ » 8 مجمع : بلخى گفته است : اين شهب آسمانى از دوران گذشته بوده است ولى وسيله ى جلوگيرى جنّ از رفتن به آسمان نبوده است و بعد از آمدن پيغمبر ( ص ) با آنها جلوگير جنّ شدند . فخر : بعضى گفته‌اند : پيش از پيغمبر شهب نبوده است ، ولى به اتّفاق دانشمندان كه از آن بحث كرده‌اند اينها بوده است ولى پس از بعثت پيغمبر زيادتر و كاملتر شده است چنان كه جمله ى « فَوَجَدْناها مُلِئَتْ » اين مطلبرا مىفهماند و همچنين جمله ى بعد « كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ » يعنى در بعضى جاها مىنشستيم كه شهب و نگهبان نبود . پس معلوم مىشود بعد از پيغمبر زياد و پر شده است . تأويلات : نفوس يا بهيمى و سبعى است كه در آن لطافت نيست و ادراك كم است و يا انسانى است كه اگرچه لطيف است و با ادراك و استعداد