تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
شده است و همچنين در باقى همزه هاى ان و انه كه در اين چند آيه است اختلاف تلفّظ است كه اگر عطف بر « أَنَّه اسْتَمَعَ » باشد و دنباله ى وحى باشد با فتح همزه است و اگر عطف بر « إِنَّا سَمِعْنا » باشد از سخن جنّ است و با كسر همزه . فخر : جدّ انسان اصل و ريشه ى او است كه از آن پديدار شده است پس كلمه ى جدّ بطور مجاز بجاى اصل استعمال شده است . و « جَدُّ رَبِّنا » يعنى اصل و حقيقت خداى ما كه وجود واجب باشد و نتيجه ى معنى چنين خواهد بود : حقيقت مخصوصه ى خداوندى برتر است از هر تعلَّق و وابستگى به غير و اين است كه برتر از داشتن دوست و فرزند است . و كلمه ى « جَدُّ » با نصب نيز خوانده شده است كه تميز باشد . « عَلَى اللَّه شَطَطاً » 4 كشف : يعنى به ستم و دروغ بر خداوند سخن مىگفتند كه گفتار كافران باشد . و بعضى گفته‌اند : يعنى دور از وصف و حقيقت حقّ مىگفتند . « لَنْ تَقُولَ » 5 مجمع : « تقول » با فتح قاف و تشديد واو نيز خوانده‌اند . « يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ » 6 مجمع : 1 - مجاهد و قتاده گفته‌اند : عرب اگر در سفر خود بميان دره و بيشه اى بشب منزل مىكرد براى آسايش خود اين دعا مىخواند « اعوذ بعزيز هذا الوادي من شرّ سفهاء قومه » چون مىپنداشتند : جنّيان آنها را نگهدارى مىكنند . مقاتل گفته است از همه جلوتر گروهى از يمن پناهنده بجنّ مىشد و پس از آنها بنى حنيفه اين كار را كردند و زان پس در ميان ديگر عربها اين انديشه پيدا شد 2 - بلخى گفته : يعنى پناه مىبردند بمردانى از ترس جنّ و به جهت بودن جنّ . « فَزادُوهُمْ رَهَقاً » 6 فخر : مفسّرين گفته‌اند : يعنى جرأت و سركشى و گناه و نتيجه چنين است كه چون آدميان پناهنده به خدا نشدند و به پريان پناه بردند آنها جرأت و تجاوزشان زياد شد . و احتمال ديگر اين است كه