معنى لغات : « فجاج » جمع فجّ بمعنى راه گشاده ى نمايان ميان دو كوه . ودّ ، سواع ، يغوث ، يعوق ، نسر نام بتهاى قبايل مختلف عرب است كه هر كدام بتى داشتند بنامى مخصوص به خود .
ترجمه : بنام خداى روزى ده همگان مهربان بفرمانبران
1 ما نوح را به سوى مردمش فرستاديم تا بيمشان دهد ز آن بيش كه آزارى دردناك بر سر ايشان رسد
2 او به آنها گفت : اى خويشان و پيوندان من بآشكار شما را خبردار مىكنم
3 كه خدا را بپرستيد و ز نافرمانيش پرهيز كنيد و فرمان من بريد تا [ شما را رهبرى كنم و ]
4 خداوند گناهان شما بيامرزد و تا بروز سرنوشت زنده تان بدارد [ و بمرگ ناگهان گرفتار نشويد ] چه اگر بدانيد ، سرنوشت حقّ چون رسد دمى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٠