تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
شكيبا بنكوئى باش 6 كه آن روز به چشم كافران دور است 7 و آماده به پيشگاه ما است 8 همان روز كه آسمان چون مس گداخته بود 9 و كوهها همچو پشم از هم جدا شده 10 و خويشان يكدگر را بينند و پرواى هم ندارند 11 به آن روز گناهكاران آرزو كنند : 12 فرزندان و برادران 13 و دوستان و خويشان پناهگاهشان 14 و هر چه در زمين است بدهند و از گرفتارى آن روز برهند . 15 ولى كى فراهم شود كه گرفتارند بزبانه ى آتشى كه 16 پوست كند 17 و به خود كشد هر كه پشت بحقّ كرد و نافرمانى بود 18 و سرمايه فراهم كرد و بيندوخت 19 البته آدمى آزمند و ناشكيب آفريده شده 20 كه اگر بد بيند آرام نيارد 21 و اگر خوشى بيند ز ديگران مضايقه كند 22 و شود كسى جز ايشان بود همچو مردم نماز گزار 23 كه پيوسته با آن سر و كار دارند 24 و هم آنها كه در سرمايهء ايشان 25 بهره ى معيّن براى گدايان و بينوايان باشد 26 و آنها كه رستاخيز باور دارند 27 و بانديشه ى گرفتارى خداونديند 28 كه كس از آن آسوده - دل نتواند بود 29 و نيز آنها كه شرم از همسر 30 و زر خريد خويش نگاه دارند كه بر آن سرزنش نمىشوند 31 و آنكه جز اين خواهد كند پاى ز اندازه برون كرده است و ستمكار شده است 32 و آنها كه درست پيمان برند و خيانت در امانت نكنند 33 و آنها كه چون گواه شدند بر آن استوار بمانند [ و پوشيده ندارند ] 34 و آنها كه مواظب نماز خود باشند 35 جملگى در بهشتى ارجمند بوند 36 اى محمّد چرا اين كافران كه پيرامون تواند گروهى چند دسته شده هر يك بسوئى 37 از چپ و راست گردن كشيده‌اند و چشم به تو دوخته اند 38 مگر هر يكشان آرزو دارند كه در بهشت و خوشى اندرون شوند ؟ 39 البتّه چنين نخواهد شد كه خود دانند از چه آفريده‌ايم و چه شايستگى دارند [ و چه وسيله براى خوشبختى خود فراهم كرده‌اند ] 40 سوگند به پروردگار خاوران و باختران 41 نه سوگند كه توانيم مردمى به از ايشان بجايشان آوريم و ز كس عقب نمانيم و بيچاره نباشيم 42 پس تو آنها را به خود گذار كه بيهوده گويند و بازى كنند تا روز