معنى لغات : « المهل » فلز گداخته ، روغن زيتون ، نازك . « الشّوى » مال بىارزش ، كار آسان ، اعضاى بدن . « هلوع » بىآرام ، آزمند ، نا شكيبا « مُهْطِعِينَ » بخوارى و بيچارگى مىنگرند و چشم بجاى ديگر نمىدارند . « عِزِينَ » از مصدر عزى به فتح اوّل و سكون دوّم بمعنى وابستگى و انتساب . « ترهق » از مصدر رهق بفتح اوّل و دوّم بمعنى وادار كردن بر بيش از توانائى ، ستم ، بيخردى ، زشتكارى ، دروغ ، شتاب . « يُوفِضُونَ » از وفض بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى شتاب كردن و دويدن .
ترجمه : بنام خداى روزى رسان آمرزگار بندگان
1 يكى پرسيد : كسى به رستاخيز گرفتار شود ؟
2 [ اى محمّد بگو ] آن ويژه ى كافران است كه كس را توان جلوگيرى آن نباشد
3 و آن از سوى خداوندى است كه همه ى نردبانها و دستاويزهاى برترى و بهره مندى از او است
4 و به روزى بود كه باندازهء پنجاه هزار سال باشد و فرشتگان و سروش به پيشگاه او بالا روند
5 پس اى محمّد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 354
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٥٤