تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
بيارند 42 روزى كه سختى به بالا كشد وادار به سجده شوند كه توان آن ندارند 43 و چشمهاشان فرو هشته است كه خوارى فراگيرشان شده چه به آن روز فرمان به سجده شان كردند كه تندرست بودند و فرمان نبردند 44 پس اى محمّد مرا گذار و آنها كه اين قرآن دروغ شمارند كه به زودى دست اندر كارشان شويم چنان كه خود ندانند ز كجا گرفتارند 45 گرچه اندكى بخودشان گذاريم ولى چاره گرىمان استوار است و بگذر ندارد 46 مگر اى محمّد مزدى ز كافران خواهى و بسنگينى آن بمانده‌اند [ كه سخنت نمىپذيرند ] 47 و يا ز غيب و نهانى چيزى بجلو دارند و از آن مىنويسند كه آسوده اند 48 پس تو بداورى پروردگار خود شكيبا باش و يونس همدم ماهى مباش كه اندوهناك بود و ما را آواز ميداد . 49 و گر نه مهر پروردگارت به او ميرسيد بكنارى افتاده گرفتار سرزنش كارش بود . 50 و البتّه پروردگار او بود كه ز ديگرانش جدا كرد و ز شايستگانش نمود 51 اين كافران كه قرآن شنوند چنان بود كه خواهند به چشم خود تو را ز جا بلغزانند و گويند او ديوانه بود [ كه قرآن خواند ] 52 با اينكه جز براى يادآورى جهانيان نباشد . سخن مفسّرين : كشف : بقول بيشتر مفسّرين اين سوره بمكّه نازل شده است . ابن عبّاس و قتاده گفته‌اند : از اول تا « سَنَسِمُه عَلَى الْخُرْطُومِ » به مكّه آمده است و از آن پس تا « وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ - الخ » بمدينه آمده است . و از آن بعد تا « فَهُمْ يَكْتُبُونَ » بمكّه نازل شده است . و آيات بعد تا « فَجَعَلَه مِنَ الصَّالِحِينَ » بمدينه نازل شده و بقيّه ى سوره به مكه نازل شده است و باتّفاق مفسّرين پنجاه و دو آيه است . مجمع : اين سوره را سورهء « ن » هم مىنامند . « ن » طبرى : در اين حرف اختلاف است : 1 - مقصود آن ماهى است . كه جهان بر پشت او است چون نون بمعنى ماهى است 2 - مقصود حرفى از حروف رحمان است كه ابن عبّاس گفت : « الر » و « حم » و « ن » حروف مقطَّعهء « الرَّحْمنُ » هستند 3 - قتاده و حسن بصرى گفته‌اند : مقصود از نون دوات