بيارند
42 روزى كه سختى به بالا كشد وادار به سجده شوند كه توان آن ندارند
43 و چشمهاشان فرو هشته است كه خوارى فراگيرشان شده چه به آن روز فرمان به سجده شان كردند كه تندرست بودند و فرمان نبردند
44 پس اى محمّد مرا گذار و آنها كه اين قرآن دروغ شمارند كه به زودى دست اندر كارشان شويم چنان كه خود ندانند ز كجا گرفتارند
45 گرچه اندكى بخودشان گذاريم ولى چاره گرىمان استوار است و بگذر ندارد
46 مگر اى محمّد مزدى ز كافران خواهى و بسنگينى آن بماندهاند [ كه سخنت نمىپذيرند ]
47 و يا ز غيب و نهانى چيزى بجلو دارند و از آن مىنويسند كه آسوده اند
48 پس تو بداورى پروردگار خود شكيبا باش و يونس همدم ماهى مباش كه اندوهناك بود و ما را آواز ميداد .
49 و گر نه مهر پروردگارت به او ميرسيد بكنارى افتاده گرفتار سرزنش كارش بود .
50 و البتّه پروردگار او بود كه ز ديگرانش جدا كرد و ز شايستگانش نمود
51 اين كافران كه قرآن شنوند چنان بود كه خواهند به چشم خود تو را ز جا بلغزانند و گويند او ديوانه بود [ كه قرآن خواند ]
52 با اينكه جز براى يادآورى جهانيان نباشد .
سخن مفسّرين : كشف : بقول بيشتر مفسّرين اين سوره بمكّه نازل شده است . ابن عبّاس و قتاده گفتهاند : از اول تا « سَنَسِمُه عَلَى الْخُرْطُومِ » به مكّه آمده است و از آن پس تا « وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ - الخ » بمدينه آمده است .
و از آن بعد تا « فَهُمْ يَكْتُبُونَ » بمكّه نازل شده است . و آيات بعد تا « فَجَعَلَه مِنَ الصَّالِحِينَ » بمدينه نازل شده و بقيّه ى سوره به مكه نازل شده است و باتّفاق مفسّرين پنجاه و دو آيه است .
مجمع : اين سوره را سورهء « ن » هم مىنامند .
« ن » طبرى : در اين حرف اختلاف است : 1 - مقصود آن ماهى است .
كه جهان بر پشت او است چون نون بمعنى ماهى است 2 - مقصود حرفى از حروف رحمان است كه ابن عبّاس گفت : « الر » و « حم » و « ن » حروف مقطَّعهء « الرَّحْمنُ » هستند 3 - قتاده و حسن بصرى گفتهاند : مقصود از نون دوات
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٣