از نكوكارى است و فزونخواه است و گناهكار
13 تندخوى و سختدل و با اينهمه زشتى ، بىاصل و تبار است
14 مگر چون مال و فرزندان دارد اگر آيات ما برايش خوانند بايد بگويد :
15 افسانه هاى پيشين و بىاصل است [ و چنين پاس نعمت دارد ؟ ]
16 به زودى بر چهره ى او داغى و نشانه اى نهيم [ بر - نادرستى و كفر او چه ]
17 ما جمله كافران بيازموديم همانند آن كه باغداران گرفتار كرديم بآنگاه [ كه سرگرم شدند ] سوگند ياد كردند ببامداد خواه و ناخواه انگور خود بچينند
18 و نه بانديشه ى سرنوشت خداوند مىبودند و نه به فكر بيچارگى فقيران
19 و هنوز بخواب بودند كه فرمان پروردگارت پيرامونشان گرفت
20 و آن بستان چون زمينى تيره و بىگياه بود 21 كه ببامداد يكدگر را آواز دادند : پگاه به بستان رويد
22 اگر ميوه خواهيد بچينيد ؟ و همگى روانه شدند
23 و با يكدگر براز مىگفتند :
24 نكند كه فقيران بباغتان آيند
25 و چنان پنداشتند : به مقصود خود رسيدند
26 و چون باغ خود ديدند گفتند : مگر كه راه گم كرده ايم
27 يا نه كه بىبهره و زيانديده ايم
28 آنكه ز ايشان خردى و سنجشى داشت گفت : نه مگر بشما گفتم : چرا خداى را نمىستائيد ؟ آنها به جواب او گفتند :
29 ستوده است پروردگار ما و ما ستمكاريم
30 آنگاه سرزنش يكدگر كردند و گفتند :
31 اى واى كه ما ستم فزون كرديم
32 اينك ز پروردگار خود اميد داريم كه به از آن بما ببخشد چه ما دلبسته ى مهر اوئيم
33 اين چنين است آزار اين جهانى و البته آزار جهان ديگر دشوارتر است اگر بدانيد
34 ولى براى پرهيزكاران به پيشگاه پروردگارشان بستانها است با ناز و خوشى
35 مگر گمان كنيد : مسلمان و گناهكار بمانند هم كنيم
36 از كجا گوئيد و چگونه چنين داورى كنيد ؟
37 مگر از كتابى چنين مىخوانيد
38 كه آنچه خود پسنديد در آن بيابيد ؟
39 يا سوگندى استوار بما داريد كه تا برستاخيز آنچه خواهيد فرمان دهيد
40 اى محمّد از اين كافران بپرس : كدامشان پيش قدم به انجام اين سوگند است ؟
41 يا ز خود انبازى در كار ما دارند ؟ اگر راستگويند آنها را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 332
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٢