تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
از نكوكارى است و فزونخواه است و گناهكار 13 تندخوى و سختدل و با اينهمه زشتى ، بىاصل و تبار است 14 مگر چون مال و فرزندان دارد اگر آيات ما برايش خوانند بايد بگويد : 15 افسانه هاى پيشين و بىاصل است [ و چنين پاس نعمت دارد ؟ ] 16 به زودى بر چهره ى او داغى و نشانه اى نهيم [ بر - نادرستى و كفر او چه ] 17 ما جمله كافران بيازموديم همانند آن كه باغداران گرفتار كرديم بآنگاه [ كه سرگرم شدند ] سوگند ياد كردند ببامداد خواه و ناخواه انگور خود بچينند 18 و نه بانديشه ى سرنوشت خداوند مىبودند و نه به فكر بيچارگى فقيران 19 و هنوز بخواب بودند كه فرمان پروردگارت پيرامونشان گرفت 20 و آن بستان چون زمينى تيره و بىگياه بود 21 كه ببامداد يكدگر را آواز دادند : پگاه به بستان رويد 22 اگر ميوه خواهيد بچينيد ؟ و همگى روانه شدند 23 و با يكدگر براز مىگفتند : 24 نكند كه فقيران بباغتان آيند 25 و چنان پنداشتند : به مقصود خود رسيدند 26 و چون باغ خود ديدند گفتند : مگر كه راه گم كرده ايم 27 يا نه كه بىبهره و زيانديده ايم 28 آنكه ز ايشان خردى و سنجشى داشت گفت : نه مگر بشما گفتم : چرا خداى را نمىستائيد ؟ آنها به جواب او گفتند : 29 ستوده است پروردگار ما و ما ستمكاريم 30 آنگاه سرزنش يكدگر كردند و گفتند : 31 اى واى كه ما ستم فزون كرديم 32 اينك ز پروردگار خود اميد داريم كه به از آن بما ببخشد چه ما دلبسته ى مهر اوئيم 33 اين چنين است آزار اين جهانى و البته آزار جهان ديگر دشوارتر است اگر بدانيد 34 ولى براى پرهيزكاران به پيشگاه پروردگارشان بستانها است با ناز و خوشى 35 مگر گمان كنيد : مسلمان و گناهكار بمانند هم كنيم 36 از كجا گوئيد و چگونه چنين داورى كنيد ؟ 37 مگر از كتابى چنين مىخوانيد 38 كه آنچه خود پسنديد در آن بيابيد ؟ 39 يا سوگندى استوار بما داريد كه تا برستاخيز آنچه خواهيد فرمان دهيد 40 اى محمّد از اين كافران بپرس : كدامشان پيش قدم به انجام اين سوگند است ؟ 41 يا ز خود انبازى در كار ما دارند ؟ اگر راستگويند آنها را