بوديم كه در خوب و بد با بينائى بنگريم و آنها را از هم جدا كنيم . ابن عمر گفته : پيغمبر فرمود : بسا مردى كه در نماز و روزه و جهاد و امر بمعروف و نهى از منكر كوشش دارد ولى برستاخيز بيش از اندازه ى خردش مزد ندارد . و از انس مالك نقل است : بحضور پيغمبر از مردى تعريف كردند . آن حضرت پرسيد : خردش چگونه است ؟ عرض كردند : ما از كار او در بندگى خدا و نكوكاريش ميگوئيم و شما از خرد او مىپرسيد . فرمود : بيخرد گرفتار بيخردى خود مىشود بيش از آنچه بدكارى گرفتار سزاى كار بد خود شود ، فرداى رستاخيز مردم درجه شان بالا ميرود و از خداوند قرب و منزلت مىبينند به آن اندازه كه خرد ايشان بوده است .
فخر : در كشّاف گفته است : از تفسيرهاى شگفتآورى كه شده است در اين آيه گفتهاند : يعنى اگر ما از اصحاب حديث و يا اصحاب رأى مىبوديم گرفتار نمىشديم . و با اين معنى كه آنها كردهاند معلوم مىشود اين آيه وقتى نازل شده است كه دو دسته اصحاب رأى و حديث پيدا شدهاند و اين آيه براى آنها نازل شده و در برابر اين آيه البتّه آيتى ديگر هم در نكوهش و بيم ديگر مذاهب و مجتهدين بايد نازل شده باشد .
« فَسُحْقاً » 11 مجمع : ابو جعفر و كسائى با ضم حا و ديگران با سكون آن خواندهاند .
« يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ » 12 تفسير حسينى : در عين المعانى گويد كه مراد از غيب دل است كه پوشيده است از خلق و پيدا بر خداى يعنى به دل ترسكار باشند مر ايشان را است آمرزش . و گفتهاند : يعنى مزد ترسندگان امان باشد از هر چه ترسند . بيت :
لا تخافوا مژده ى ترسنده است
هر كه مىترسد مبارك بنده است
خوف و خشيت خاص دانايان بود
هر كه دانا نيست كى ترسان بود ؟
ترسكارى رستگارى آورد
هر كه درد آرد عوض درمان برد