تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
او است . « خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ » 2 كشف : ابن عبّاس گفت : يعنى به دنيا مرگ مىرساند و بآخرت زندگى دوباره . و از آن روى موت اوّل گفته شده است كه نشانه ى قهر و برترى يا چيرگى است . و گفته‌اند : چون هر چيزى نبوده و پيدا شده است مانند نطفه و خاك از اينروى مرگ جلو گفته شده است . از ابن عبّاس نقل است : مرگ به صورت گوسفندى آفريده شده است كه بوى آن و پاى آن به هر چه رسد نابود شود ، و زندگى به شكل اسب ماده آفريده شده كه بهر چيز بگذرد و يا بويش برسد جان بگيرد و آن مركب پيغمبران و جبرئيل بود و از ردّ پاى همان حيوان كه جبرئيل سوارش بود سامرى مشتى خاك برداشت و در گوساله ى طلا ريخت و او زنده شد و بصدا آمد . مجمع : يعنى مرگ آفريد تا در بندگى شكيبا باشند و زندگى آفريد براى شكرگزارى . و گفته‌اند : مرگ را براى پندگيرى و زندگى براى توشه بردارى آفريد . « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ - الخ » 2 مجمع : 1 - يعنى مرگ و زندگى آفريد براى اينكه با شما بواسطه ى وظايف دين مانند كسى رفتار شود كه خواهد آزمايشتان كند تا هر كس سود و زيان كار خود بيند 2 - گفته‌اند : تا معلوم شود كى بيشتر به ياد مرگ است و آماده تر براى آن و شكيباتر بر مرگ خود و ديگران و بهتر فرمانبر وظايف دين باشد . ابو قتاده گفت : از پيغمبر معنى « أَحْسَنُ عَمَلًا » را پرسيدم . فرمود : يعنى كى عقل او بهتر و كاملتر است و ترس و فرمانبرى او از خدا بيشتر است . كشف : يعنى براى اينكه از زندگى تا مرگ شما را بيازمايد . فخر : 1 - چون آزمايش براى خبردار شدن است پس آزمايش خداوند تعبيرى است مجازى بمعنى رفتار بمانند كسى كه خواهد آزمايش كند 2 - چون اصل مرگ و زندگى آزمايش نيست پس در آيه كه گفته شده است مرگ و زندگى