هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 29 ) قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ ( 30 )
معنى لغات : « تَبارَكَ » يعنى تقدّس و بركت بمعنى فرخندگى و خوشى و فزونى . « حَسِيرٌ » از راه مانده كه پيشرفت در راه رفتن ندارد . شهيق صداى الاغ ، پيچيدن گريه در سينه . « تَفُورُ » از مصدر فور و فوران بمعنى جوشيدن ديگ و آب از زمين . « فَسُحْقاً » دورى ، بعد از رحمت حقّ . « تَمُورُ » از مصدر مور بمعنى موج و بىآرامى دريا ، حركت عرضى بسرعت كه از طرفى به طرف ديگر برود و بتندى بر گردد .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان و مهربان بفرمانبران
1 چه فرخنده است آنكه ملك بدست او است و همه توانائى به او است
2 همو كه مرگ و زندگى آفريد تا بيازمايد و نمودار شود كداميك از شما نكوكارتر است چه او برتر است و آمرزگار
3 همانكس كه هفت آسمان با شكوبها آفريد چنان كه در آفرينش آن بخشنده خداى كم و بيشى بينى باز چشم بينداز و ببين كه در آن شكافى و رخنه اى بينى ؟
4 بار ديگر چشم باز گردان تا كه چشمت بسويت باز مانده برگردد و بيچاره باشد
5 ما بوديم كه آسمان جهان [ و فضاى بالاى سر آدميان ] را به چراغهاى ستاره آراستيم و آن را براى راندن ديوان كرديم [ تا آدميان بتاريكى شب ز انديشه ى ديوان آسوده دل باشند با نماياندن قدرت حق ديو سيرتان رانده شوند و انديشه هاى پليد ز خود دور كنند ] كه بهره ى آنها را ز آتش دوزخ آزارى آماده كرديم
6 چه آنها كه منكر پروردگار خود شدند سزاشان آتش دوزخ است كه بد سر انجامى است
7 و چون به آن فروشان كنند زشت آوازى از آن شنوند كه گوئى مىجوشد
8 و ز هم پاشيده مىشود از خشم كه بر كافران دارد .
و چون گروهى به آن فتند نگهبانان ز ايشان پرسند : مگر كس شما را بيم اين نداد ؟
9 گويند چنين است كه بيم آوران آمدند و ما نادرستشان شمرديم و گفتيم :
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢١