خدا ز آسمان چيزى نياورد و شما جز كه گمراهيد كسى نباشيد
10 و اگر گوش شنوا داشتيم و خردمند بوديم مردان آتشين نمىشديم
11 پس خود گناه خويش به زبان آورند و چه بيچاره و نابود بوند دوزخيان
12 البته براى آنها كه ز پروردگار ناديده ى خود بدل بترسند آمرزش است و بزرگ مزدى
13 و خود خبردار باشيد چه سخن پوشيده گوئيد و يا بآشكار كه داناى درون سينه ها است
14 و چون شود نداند آنكه آفريده است و باريكبين است و آگاه ؟
15 و زمين به زير پايتان كرده پس بر سراسر آن برآئيد و از روزى خداوندى برخوردار شويد كه بسرانجام همگى ز گورتان بسوى او رويد
16 مگر شما آدميان آسودهايد از آنكه قدرتش در آسمان و بالاى سر شما است ، بر زمين فروتان برد و آن در دل خود زير - و روتان كند ؟
17 و يا آسودهايد كه او بر سرتان سنگريزه فرو ريزد و آن گاه بدانيد : چگونه است بيم و نويد ما ؟
18 و مردم پيش از اين تازيان پيغمبران را دروغزن دانستند پس چگونه بود سر انجام اين زشتكارى ؟
19 مگر نمىنگرند بقدرت حق كه پرندگان بر فراز سرشان چگونه پر مىگشايند و فراهم مىكنند ؟
البتّه جز بخشنده خداى كس نه چنين بداردشان كه او است بيناى بهر چيز و بس
20 مگر كسى ز اين گروه تان تواند به پيشگاه بخشنده خداى يارتان شود ؟ البته نه چنين است كه كافران گولخورده ى ديوانند
21 يا اگر خداى روزى خود ز شما باز دارد ، كه روزى رسانتان بود ؟ [ نه زين سخنان پند پذيرند ] كه بر ستيزه و سختى خود بمانند
22 آيا آنكه نگونسار چهره بر زمين مىرود درست است يا آنكه ايستاده به راه راست مىرود ؟
23 اى محمّد بكافران بگو : خدا است كه شما را آفريد و گوش و دل و چشمتان داد ولى شما چه اندك سپاسگزار بوديد
24 و هم بگوىشان : او است كه شما را بر زمين هر گروهى به جائى آفريد و بسوى او فراهمتان مىكنند
25 با تو گويند : اگر راستگوئيد اين وعده و رستاخيز كى خواهد بود ؟
26 بگو جز خدا كسى از آن خبر ندارد و من [ اختيارى ندارم ] جز كه بيمآورى نمايانم
27 پس چو رستاخيز ز نزديك بينند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢٢