تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
خدا ز آسمان چيزى نياورد و شما جز كه گمراهيد كسى نباشيد 10 و اگر گوش شنوا داشتيم و خردمند بوديم مردان آتشين نمىشديم 11 پس خود گناه خويش به زبان آورند و چه بيچاره و نابود بوند دوزخيان 12 البته براى آنها كه ز پروردگار ناديده ى خود بدل بترسند آمرزش است و بزرگ مزدى 13 و خود خبردار باشيد چه سخن پوشيده گوئيد و يا بآشكار كه داناى درون سينه ها است 14 و چون شود نداند آنكه آفريده است و باريكبين است و آگاه ؟ 15 و زمين به زير پايتان كرده پس بر سراسر آن برآئيد و از روزى خداوندى برخوردار شويد كه بسرانجام همگى ز گورتان بسوى او رويد 16 مگر شما آدميان آسوده‌ايد از آنكه قدرتش در آسمان و بالاى سر شما است ، بر زمين فروتان برد و آن در دل خود زير - و روتان كند ؟ 17 و يا آسوده‌ايد كه او بر سرتان سنگريزه فرو ريزد و آن گاه بدانيد : چگونه است بيم و نويد ما ؟ 18 و مردم پيش از اين تازيان پيغمبران را دروغزن دانستند پس چگونه بود سر انجام اين زشتكارى ؟ 19 مگر نمىنگرند بقدرت حق كه پرندگان بر فراز سرشان چگونه پر مىگشايند و فراهم مىكنند ؟ البتّه جز بخشنده خداى كس نه چنين بداردشان كه او است بيناى بهر چيز و بس 20 مگر كسى ز اين گروه تان تواند به پيشگاه بخشنده خداى يارتان شود ؟ البته نه چنين است كه كافران گولخورده ى ديوانند 21 يا اگر خداى روزى خود ز شما باز دارد ، كه روزى رسانتان بود ؟ [ نه زين سخنان پند پذيرند ] كه بر ستيزه و سختى خود بمانند 22 آيا آنكه نگونسار چهره بر زمين مىرود درست است يا آنكه ايستاده به راه راست مىرود ؟ 23 اى محمّد بكافران بگو : خدا است كه شما را آفريد و گوش و دل و چشمتان داد ولى شما چه اندك سپاسگزار بوديد 24 و هم بگوىشان : او است كه شما را بر زمين هر گروهى به جائى آفريد و بسوى او فراهمتان مىكنند 25 با تو گويند : اگر راستگوئيد اين وعده و رستاخيز كى خواهد بود ؟ 26 بگو جز خدا كسى از آن خبر ندارد و من [ اختيارى ندارم ] جز كه بيمآورى نمايانم 27 پس چو رستاخيز ز نزديك بينند