تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
خوردن عسل است او با ديگران قرار گذاشتند كه چون پيغمبر را بينند گويند تو بد بو شده اى و گويا زنج شيرين بد بوى بنام مغافير خورده اى . و چون هر - يك آن حضرت را ديدند چنين گفتند و عايشه كه به آن حضرت رسيد بينى خود گرفت و پيغمبر فرمود : تو را چه مىشود عرض كرد اين چه بوى بد است مگر شما مغافير خورده‌ايد فرمود : نه ، حفصه به من عسل داد . او عرض كرد . پس زنبور آن عسل به روى درخت عرفط نشسته و شهد مغافير خورده بوده است . پيغمبر فرمود به خدا آن را نخواهم خورد و بر خود حرام كرد و اين آيات نازل شد . بعضى گفته‌اند : پس از آن سرگذشت كه پيغمبر به حفصه فرمود : ماريه بر من حرام باد ولى تو اين را با كس مگوى ، چون پيغمبر از خانه ى حفصه بيرون شد او مشت بر ديوار فاصل ميان خانه ى خود و عايشه زد كه پشتيبان يكدگر بودند و معارض با ديگر زنان پيغمبر و گفت مىخواهى خبر خوش به تو دهم كه پيغمبر خدا ماريه را بر خود حرام كرد و خدا ما را از او آسوده كرد . اين آيات نازل شد و پيغمبر حفصه را طلاق گفت و از ديگر زنان خود بيست و نه روز كناره كرد و در خانه اى معروف بمشربه كه متعلَّق بماريه بود جاى گرفت تا آيت تخيير نازل شد . و اين سرگذشت از قتاده و شعبى و مسروق نقل شده است . زجّاج گفت چون پيغمبر ماريه را بر خود حرام كرد بحفصه فرمود : پس از من اوّلى ابا بكر و بعد عمر خليفه ميشوند و چون او اين راز پيغمبر آشكار كرد پيغمبر قسمتى كه مربوط بماريه بود به او فرمود كه تو آشكار كردى و از مسئله ى خلافت پدرهاشان چيزى نفرمود . و از امام باقر ( ع ) نقل است كه آنها هر كدام پدران خود را از گفته ى پيغمبر آگاه كردند و آن حضرت آنها را سرزنش كرد بر آشكار كردن سرگذشت ماريه و از كار خلافت كه با پدران خود گفته بودند چيزى نفرمود . ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان مهربان بمؤمنان . اى پيغمبر چرا آنچه خدا بر تو روا كرده است براى خوشنودى همسرانت بر خود ناروا ميدارى با اينكه او آمرزنده و مهربان است 2 همانا خداوند استوار بر شما كرد سوگند