تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
معنى لغات : « يَنْفَضُّوا » از مصدر انفضاض بمعنى پراكندن و هر يك به جائى افتادن . جهت نزول : ابو الفتوح : مفسّرين گفته‌اند : آيات اين سوره براى عبد اللَّه ابن ابيّ سلول منافق آمده است و سرگذشت آن چنان كه نوشته‌اند اين بود كه به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم خبر دادند قبيله ى بنى المصطلق بفرماندهى حارث بن ابى ضرار آماده ى جنگ با پيغمبر شده‌اند ( و او همان پدر جويريه يكى از زنان پيغمبر است كه در جنگ اسير شد و جزء اسراى تقسيم شده بود و رسولخدا او را خريد و آزاد كرد و با وى ازدواج نمود ) آن حضرت بسوى آنها روانه شد و در ساحل دريا بسرزمين قديد بر سر آبى بنام مريسيع كه مال آن قبيله بود به آنها برخورد و جنگيدند و شكست خوردند و مال و اسير فراوان بدست مسلمين افتاد و مردم بر سر آب آمدند و در ميانشان مردى بنام جحجاه يا جهجاه بن سعيد آمد كه مزدور عمر بود از بنى غفار و اسب او را مىكشيد و با مردى بنام سنان الجهنىّ همسوگند بنى الخزرج بر سر آب گفتگوشان شد و جهنى آواز كرد و انصار را به كمك خواست و مزدور عمر مهاجرين را آواز داد و مردى از مهاجرين بنام جعال آن غفارى مزدور عمر را كمك كرد و عبد اللَّه بن ابيّ كه در اين ميان بود به آن مرد مهاجر گفت : تو بىباكى او گفت چرا نباشم و با عبد اللَّه بدرشتى سخن گفت . عبد اللَّه با مردم خود گفت : گناه شما است كه بدست خود اينها را پرورانده‌ايد و اگر روز اوّل كمكشان نمىكرديد و از غذاى خود به اينها نمىداديد چنين نميشدند داستان ما همان است كه گفته‌اند « سمّن كلبك حتّى يأكلك » سگ خود را فربه كن تا تو را بخورد . اگر بمدينه رسيم آنكه از ما عزّت و شخصيّتى دارد هر كه را از آنها خوار و زبونتر است از آنجا بيرون خواهد كرد . و مقصود او از اعزّ خودش بود كه