تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
شدند از اين روى خداوند بر دلهاشان مهر نهاد [ و بر خوى نخستينشان بداشت ] كه توان دريافت حق ندارند 4 به ظاهر چنان فريبنده كه جثه و تنشان تو را شگفت آورد و سخنشان تو را به خود جلب كند [ ولى بدرون چنان پوچند ] كه گوئى چوبند به ديوار نهاده و [ چنان بيچاره‌اند كه ] هر آوازى شنوند ز دشمن پندارند توزيشان بپرهيز و خدايشان بكشد كه چگونه به راه كج برندشان و يا بدروغ رهبريشان كنند 5 چو گويندشان بيائيد تا پيغمبر آمرزش شما را بخواهد سر خود بريشخند بگردانند و بينى بگردنفرازى جلوگير راه حق شوند 6 بر آنها برابر است كه آمرزش بر ايشان بخواهى يا نخواهى و خداى هرگز نيامرزدشان چه او رهبر بدكاران نمىشود 7 همين كسانند كه گويند بمردم پيرامن پيغمبر هيچ نبخشيد تا از او پراكنده شوند با آنكه اندوخته هاى آسمانها و زمين براى خدا است ولى مردمان بد دل آن را در نيابند 8 اينها گويند : اگر به شهر خود باز رويم آنكه عزيز است و برتر از آنجا براند آن را كه زبون است و بيچاره تر و ليكن عزّت و برترى از آن خدا و پيغمبر است و مؤمنين كه منافقان پى بدان نبرده اند 9 پس اى مؤمنين [ بد دلى ديگران شما را از راهتان نبرد كه ] سرمايه ها و فرزندانتان شما را ز ياد خدا به خود كشد كه هر كه چنين بود زيانكار باشد 10 و از آنچه روزى شما كرديم هنوز مرگ نارسيده ببخشيد كه تا چو مرگش رسد نگويد : پروردگارا چرا مرگم بدورتر نبردى تا ببخشم و رستگار شوم 11 كه هرگز خداوند مرگ كس وا پس نبرد و آنچه را كنيد آگاه بود . سخن مفسّرين : ابو الفتوح : اين سوره بمدينه نازل شد و يازده آيت است . « أَيْمانَهُمْ جُنَّةً » 2 مجمع : از حسن بصرى نقل شده است « ايمان » بكسر همزه قرائت كرده است يعنى منافقين خود را مؤمن معرّفى كردند تا ايمان سپرى براى آنها باشد در جلو مسلمانان . « فَصَدُّوا - الخ » 2 كشف : 1 - يعنى خود از راه حقّ بگشتند 2 - مردم را