سخن ما : 1 - از آغاز اين سوره تا آيت چهارم يادآورى بمردم آن روز است كه پيغمبر از پيش خود چيزى نياورده است بلكه همان قدرت بىنهايت كه همه آفريده ها تسبيح او گويند محمّد را فرستاده دليلش كه از سوى خدا است همين كه از خود شما است و مانند شما خواندن و نوشتن نداند ولى آيات حقّ و دانش و بينش براىتان آورده تا از آن گمراهى و سرگردانى گذشته آسوده شويد و او نه براى شما عربها به تنهائى است بلكه از پس شما ديگران خواهند آمد كه از دانش و كتاب او بهره مند شوند . پس محمّد مشمول فضل خداوندى شده است براى رهبرى بشر نه براى خود فروشى بر شما عربها . 2 - از آيت پنجم تا هشتم روى سخن با يهود آن روز است كه افتخارهاى گذشته را از دست دادهايد و شايستگى رهبرى و پيشوائى نداريد و شخصيت و پيغمبرى پدرانتان به شما سودى ندارد چون ميراث اصلى خود را كه تورات بود شما چون بارى بر دوش پنداشتيد و بر زمين نهاديد اكنون بايد تسليم بدستور ديگرى شويد . در ميان اين سخن آنها را در بنبست و بيچارگى مىگذارد كه اگر به خود مغرور هستيد و خود گولخوردهايد و يا مىخواهيد مردم را گول زنيد كه فرزند پيغمبران هستيد و با عالم حقيقت سر و كار داريد دست از جاه طلبى و خود فروشى بداريد و خود را به خداوند سپاريد و آرزوى مرگ كنيد تا نمودار شود كه بالاتر از ديگرانيد و برسيد به آنچه براى خود ادعا مىكنيد . و البتّه چنين آرزوئى از كسى خواهد بود كه آسوده دل باشد و آينده ى خود روشن بيند و كى توانند اينها چنين باشند چون ستم پيشه بودند و آخر هم با پيمانشكنيها و دربدرى خود اين حقايق را نمودار كردند .
3 - از آيت نهم تا آخر سوره ارزش معنوى نماز جمعه و اجتماع مردم يادآورى شده است كه خود داستانى بزرگ بوده است چه پيغمبر در اوّلين فرصت كه مردمى موافق پيدا كرد و آسايشى از دشمن نماز جمعه انجام داد . چنان كه اوّل جمعه در راه مدينه ميان مردم بنى سالم بن عوف انجام شد كه تفصيل آن
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٥