پيغمبر است و اين آيه از آن روى آمد كه يهود مدينه به يهود خيبر نوشتند : محمّد ما را به كيش خويش خواند شما را در اين چه انديشه باشد ؟ آنها گفتند : ما فرزندان پيمبرانيم و فرزندان خدائيم و دوستان او و به كيش محمّد تن در نميدهيم اين آيه آنها را سرزنش كرد كه اگر شما دوست او هستيد آرزوى مرگ كنيد تا زودتر بدوست خود برسيد .
« مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ - الخ » 9 مجمع : در اين كلمه بگفته ى فرّاء سه جور تلفّظ است با ضمّ و جزم و فتح ميم . و گفتهاند : نام اين روز را عربها عروبه مىناميدند و كعب بن لؤى آن را جمعه ناميد . بعضى گفتهاند اين اسم از انصار پيغمبر پيدا شد و ابن سيرين گفت : انصار با يكدگر گفتند : يهود روزى براى اجتماع خود دارند و مسيحىها هم روزى پس شما هم روز عروبه را برگزينيد آنگاه نزد اسعد بن زراره رفتند و او با آنها نماز خواند و پند و نصيحتشان كرد و گوسفندى كشت كه نهار و شام آنها شد چون شماره شان كم بود و آن روز را جمعه ناميدند و آن روز اوّل جمعه در اسلام بود و اوّل جمعه كه پيغمبر با اصحاب خود برگزار كرد هنگام هجرت از مكّه بود كه روز دوشنبه دوازدهم ربيع الأوّل به محلَّه ى قبابر بنى عمر بن عوف وارد شد و تا پنجشنبه آنجا ماند و روز جمعه از آنجا بسوى مدينه روانه شد و در دره ى جايگاه بنى سالم بن عوف هنگام نماز جمعه شد مسجدى معيّن كردند كه پيغمبر نماز خواند و آن را اول جمعه اى دانستهاند كه پيغمبر مردم را فراهم كرد و نخستين خطبه كه در مدينه خوانده است همان است كه در آنجا خواند « الحمد للَّه احمده و استعينه و استغفره و استهديه » الخ « » فَاسْعَوْا إِلى « 9 طبرى : عبد اللَّه مسعود » فامضوا الى « مىخواند و مىگفت : اگر در آيه » فَاسْعَوْا « مىبود من چنان به طرف مسجد و نماز شتاب مىكردم كه ردايم از دوشم بيفتد .
فخر : حسن بصرى گفت : به خدا سوگند مقصود سعى و كوشش با پا نيست بلكه كوشش بدل است و نيّت است و ميل و پيغمبر فرموده است براى نماز ندويد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٣