« أَوْ لَهْواً » كه در آيه است طبل بازرگانان است .
ترجمه :
11 اى محمّد اگر اين مردم خريد و فروش و يا سرگرمى بينند از پيرامن تو بسوى آن شتابند و ايستاده ات گذارند . به آنها بگو : آنچه به پيشگاه حقّ ذخيره است ز هر سرگرمى و بازرگانى بهتر است كه بهترين روزى دهندگان خداى است و بس .
سخن مفسّرين : كشف : اين سوره يازده آيت است و همگى بمدينه آمده .
« يُسَبِّحُ لِلَّه - الخ » 1 مجمع : در بعضى سوره ها به صيغه ماضى « سَبَّحَ » و در بعضى به صورت مضارع « يُسَبِّحُ » آمده است براى اينكه بفهماند ستايش خدا در هميشه هست . و ملك يعنى به اختيار گرفته كه بهر گونه تواند زير و زبر كند .
قدّوس يعنى شايسته ى احترام و پاك از هر پليدى و كمى . عزيز يعنى توانا كه چيزى بر او دشوار نيست ، حكيم يعنى دانائى كه هر چيز بجاى خود نهد .
« بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ - الخ » 2 مجمع : مجاهد و قتاده گفتهاند : يعنى فرستاد در ملَّت بىسواد كه خواندن و نوشتن نمىدانست و پيغمبرى بسوىشان نرفته بود . و بعضى گفتهاند : يعنى براى مردم مكه فرستاد چون مكّه را امّ القرى مىناميدند .
كشف : اعراب چون پيش از قرآن كتاب نداشتند امى ناميده شدند در برابر يهود و مسيحى كه اهل كتاب ناميده شدهاند . و نيز اعراب خواندن و نوشتن نمىدانستند مگر قبيله ى ثقيف در طايف كه آنها از مردم حيره ياد گرفته بودند و گفتهاند اهل حيره از مردم انبار فرا گرفته بودند و از اصحاب پيغمبر حنظله مشهور بغسيل الملائكه نوشتن ياد داشت و زان پس در اصحاب نويسندگانى يافت شدند مثل زيد بن ثابت و معاويه و ابن ابى سرح كه گفت : من هم مثل قرآن مىآورم و مرتدّ شد و به مكه گريخت و روز فتح مكّه پيغمبر فرمود : او را بكشند و پيماننامه كه در صلح حديبيه ميان پيغمبر و كافران قريش نوشته شد علىّ عليه السّلام نوشت . و چون قرآنها را بعثمان عرضه كردند او در آنها غلط نوشته ديد گفت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٠