ديگرى به اين بيعت وفا نكرد . و مصعب بن نوح انصارى گفت پير زنى ديدم كه گفت : من در بيعت حاضر بودم و چون پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در ميان شرايط بيعت اين را فرمود كه نوحه سرائى نكنيد من عرض كردم كسانى هستند كه براى مرگ خويشان من نوحه كردهاند و اكنون براى آنها چنين حادثه اى است و من مىخواهم كه تلافى كنم . فرمود : برو و تلافى كن . سپس آن زن برگشت و بيعت كرد .
مجمع : يعنى آنچه پيغمبر فرمايد نافرمانى نكنند چون پيغمبر بجز خوبى فرمانى ندارد . و چون هند اين جمله ى آيه را شنيد گفت : ما اينجا كه نشستهايم هيچ نافرمانى تو در دل نداريم . و با اينكه زنها براى جنگ نيستند پيمان از آنها گرفتن و بيعت آنها نه براى كمك در جنگ بوده است بلكه براى درست كردن كار زندگى آنها در كارهاى شخصى و دينى و شوهردارى بوده است . چون اول اسلام بود و بايستى آنها سر بفرمان شوند و در احكام و دستورهاى دين دو دستگى زن و مردى درست نشود پيغمبر زنها را هم بقيد بيعت مقيّد كرد .
طبرى : قتاده گفته است : نقل كردهاند : پيغمبر در آن روز از زنها بيعت گرفت كه نوحه سرائى نكنند و با مردان حديث نكنند و بگفتگو ننشينند مگر با مردى كه محرم آنها باشد . در اين ميان عبد الرّحمن عوف گفت : اى پيغمبر خدا شايد مهمان داشته باشيم و از خانه و زن خود دور برويم . فرمود : اين گونه كسان و گفتگوى آنها منظور من نبود . و ديگرى از قتاده نقل كرده است كه پيغمبر فرمود بخلوت با مرد غير محرم حديث نكنند و عبد الرّحمن همان سخن گفت و آن جواب شنيد . و اميمه دختر رقيقه گفت : حضور پيغمبر براى بيعت رفتيم و گفتيم با تو به همه ى اين وظايف بيعت مىكنيم و چون گفتيم « و لا نعصينك في معروف » به هيچ كار خوب نافرمانت نباشيم فرمود تا آنجا كه تاب و توان آن داشته باشيد . ما به پاسخ آن حضرت عرض كرديم : خدا و پيغمبرش از خودمان بما مهربانترند .
« لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً - الخ » 13 كشف : چند مسلمان درويش براى يهود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٣