5 - آيت دهم جمله ى « لا هُمْ يَحِلُّونَ - الخ » تكرار معنى جمله ى جلو شده است شايد از اين روى باشد كه بجمله ى اوّل گفته شده است : زنهاى مسلمان بمردان كافر حلال نيستند يعنى حقّ ندارند وادارشان كنند كه با شوهر كافر بسازند ولى اگر خود بخواهند آزادند و جمله ى دوّم كه گفته شده است :
مردان كافر هم بزنان روا نيستند براى اين است كه زنها هم بميل خود نميتوانند با شوهر كافر خود زندگى كنند و باصطلاح براى نفى إباحه ى كلَّى از دو طرف است .
6 - آيت 13 تكرار معنوى آيت اوّل است و از جمله ى « لا تَتَوَلَّوْا » معنى مخصوص فهميده مىشود كه با همه ى آنچه براى وابستگى بكافران گفته شد سازگار است . چون آيت اوّل جلوگير است از برقرارى و اظهار دوستى با آنها كه بآشكار دشمنى و آزار مىكنند و آيات بعد اجازه ى رابطه با كافران بىآزار است اين آيه جلوگير از احساس قلبى و حالت درونى است كه تولَّى و در دل دوست داشتن باشد براى اينكه اگرچه كافرى دشمنى و آزار ندارد ولى از حقيقت نهائى آدمى بدور است كه اميد بآينده باشد و چون نااميد از عالم ديگر است و مغضوب حقّ پس لايق دوستى از دل و جان نيست گرچه به ظاهر با او دشمن نباشيد .
چون هدف شما از زندگى خوشبختى بعالم ديگر است و او هدفى جز خوشى زندگى ندارد و اگر هدف مشترك نبود يگانگى و دوستى از دل و جان نخواهد بود و به اصطلاح تضادّ منافع جلوگير دوستى مىشود چنان كه امروز هم در ملَّتها و افراد ميبينيم آنها كه هدف مشترك دارند با هم سازگارند و آنها كه تضادّ منافع دارند گرچه دوست باشند يا دشمن مىشوند و يا پيوسته از يكدگر نگران و رنجيده خاطرند پس بالاترين منافع سود آخرت است كه اگر همفكرى در آن نبود صفا و يگانگى فراهم نميشود چون كمترين اختلاف اين خواهد بود كه هر يك ديگرى را بىخرد و زيانكار مىداند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٦