مجمع : چون در اين گفتگو هند گفت : مگر آزاد زن بزه مىكند ؟ عمر خنديد چون پيش از اسلام ميان او و هند چيزى بوده است . و چون گفتند فرزندان خود نكشيد هند گفت در كوچكى پرورششان داديم و در بزرگى شما آنها را كشتيد . و اين را از آن روى گفت كه حنظله پسر ابو سفيان در بدر بدست علىّ عليه السلام كشته شد . عمر از سخن هند چندان خنديد كه به پشت افتاد و پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم تبسّم فرمود .
« بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَه بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ - الخ » 12 مجمع : يعنى نسبت بنوزادى دروغى نبندند . فرّاء گفته است زنى نوزادى در گذر افتاده برمىداشت و با شوهر مىگفت اين را از تو دارم و اين است مقصود از اين جمله . ابن عبّاس گفته است : يعنى آنكه از شوهرشان نيست فرزند شوهر خود گويند . و فرّاء گفت :
چون فرزند كه نمودار مىشود ميان دست و پاى مادر بر زمين مىرسد از اين روى براى كنايه از فرزند به ديگرى بستن به اين جمله گفته شده است . و بعضى گفتهاند مقصود از اين بهتان نسبت بزهكارى زنان پاكدامن است و دروغ بمردم بستن است و بدروغ فرزندى به شوهر خود نسبت دادن . و هند كه اين جمله شنيد گفت : به خدا سوگند كه بهتان زشت است و تو ما را جز بخوى بزرگوارى رهبرى نمىكنى .
« لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ » 12 طبرى : ابن عبّاس گفت : پيش از اسلام زنها در مرگ كسى پيراهن مىدريدند و چهره مىخراشيدند و موى سر ميكندند و داد و فرياد مىكردند اين جمله جلوگير از اين كار آنها است . ابن سيرين از امّ عطيه ى انصاريه نقل كرده است : پيغمبر در هنگام بيعت برابر اين جمله كه در كار نيك نافرمانى او نكنيم فرمود در مرگ كس نوحه سرائى نكنيم زنى گفت : من بيعت نمىكنم تا بروم و براى فلان قبيله نوحه سرائى كنم در برابر نوحه سرائى آنها بمرگ يكى از خويشان من كه زين پيش كردهاند . او رفت و با آنها نوحه - سرائى كرد و برگشت و بيعت كرد . و جز آن زن و امّ سليم مادر انس بن مالك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 252
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٢