تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
و جايگزين آنها . علىّ بن عيسى گفته است : يعنى چون نوبت شما شد كه از زنان آنها اسير شما شد يا مسلمان شد و نزد شما آمد . « فَآتُوا الَّذِينَ - الخ » 11 مجمع : 1 - به آن مسلمانى كه زنش از سوى مسلمانان به طرف كافران رفته است به همان اندازه كه مهرش كرده است از مال غنيمت بدهيد . و همين است حكم آنكه زنى مسلمان بسوى كافران هم پيمان مسلمانان برود و آنها مهر او را ندهند از مال غنيمت بايد تمام مهر او را بدهيد 2 - قتاده گفته است : يعنى اگر از شما زنى بسوى كافران هم پيمان شما رفت و شما غنيمتى بچنگ آورديد از مال آن غنيمت تمام مهر زن فرارى را به شوهر مسلمان او بدهيد 3 - علىّ بن عيسى گفته است : يعنى شما مهر به شوهر آن زن كه بسوىتان آمده بدهيد چنان كه آنها بايد هر چه مهر آن زن است كه بسويشان رفته است بشما بدهند . « إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ » 12 طبرى : محمّد بن منكدر گفت اميمه دختر رقيقه نقل كرد : من با چند زن حضور پيغمبر رفتيم كه با او بيعت كنيم و به آن حضرت عرض كردند دست خود بگشا تا با تو دست بدهيم فرمود من بزنها دست نمىدهم و سخن من با يك زن همان است كه به صد نفر زن بگويم . و امّ عطيه گفت : چون پيغمبر ( ص ) بمدينه آمد زنهاى انصار را در خانه اى فراهم كرد و عمر خطَّاب را نزد ما فرستاد و او بجلو در ايستاد و سلام كرد و گفت : من فرستادهء پيغمبرم كه شما بيعت كنيد و پيمان بنديد ما پذيرفتيم و او دست خود از بيرون در دراز كرد و ما هم بدرون خانه دست خود دراز كرديم و او گفت : اى خدا گواه اينان باش . مجمع : روز فتح مكّه پس از آنكه پيغمبر بر كوه صفا از بيعت مردها فارغ شد زنها آنجا رفتند كه با آن حضرت بيعت كنند اين آيه براى شروط بيعت آنها نازل شد . و بخارى در كتاب صحيح خود از عايشه نقل كرده است : بيعت پيغمبر با زنها به گفتن ، و همين آيه بود و هرگز دست پيغمبر بدست زنى نرسيد