است كه دشمن بود و بواسطه ى همسرى دخترش ام حبيبه با پيغمبر و اسلام خودش آن دشمنى بدوستى بدل شد .
« وَلا هُمْ يَحِلُّونَ » 10 فخر : فايده ى اين جمله با اينكه نظير آن گفته شده است اين است كه ايمان از هر دو طرف شرط درستى همسرى است از اين روى گفته شده است نه اينها براى آنها و نه آن مردان براى اين زنان حلال اند و بعلاوه كه از دو طرف نام بردن براى تأكيد حرمت است .
« لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ - الخ » 10 طبرى : « عصم » جمع عصمت است يعنى عقد و سبب استوارى همسرى و معنى اين است كه نگهدار و دست اندركار عقد همسرى با كافران نشويد .
مجمع : يعنى دست اندركار نكاح زنهاى كافر نشويد و اصل عصمت به معنى جلوگيرى و منع است و همسرى را عصمت ناميدهاند چون زن ، در بند و نگهدارى و جلوگيرى شوهر است . و « تُمْسِكُوا » با تشديد و تخفيف سين نيز خواندهاند و اين آيه عموم زنان كافر را مىفهماند و نمىشود گفت : چون آيه براى اعراب بتپرست نازل شده است زن كافر كه بتپرست نباشد ازدواجش با مسلمان روا است زيرا كلمه ى كوافر براى هر كافرى است .
« وَإِنْ فاتَكُمْ - الخ » 11 طبرى : چون زنان مسلمان كه از سوى كافران مىآمدند پيغمبر مخارج و مهر آنها را بشوهرانشان مىداد ولى اگر زنى كافر مىشد و از سوى پيغمبر بسوى كافران مىرفت آنها مهر نمىدادند اين آيه براى آنها نازل شد و در مقصود از كلمه ى كفّار اختلاف است : 1 - يعنى اگر زنان شما بسوى كافرانى رفتند كه با آنها پيمان نداريد 2 - يعنى اگر بسوى كافران قريش رفتند . و جمله ى « فَعاقَبْتُمْ » قرائت مشهور است يعنى عقبى بچنگ آورديد كه غنيمت باشد چون عقبى بمعنى غنيمت است و بىالف با تشديد قاف قرائت حميد اعرج است و در معنى تفاوت نيست چون بمعنى تعقيب و دنبالگيرى بجنگ است .
مجمع : بعضى گفتهاند : « فَعاقَبْتُمْ » يعنى آنگاه كه شما اختياردار شديد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٤٩